Thursday, 23 December 2010

کریسمس آمد

کریسمس آمد
کریسمس جشن میلاد مسیح
کریسمس جشن میلاد شهید
کریسمس جشن میلاد رها
کریسمس جشن میلاد فدا
کریسمس جشن خود بودن خود آمد!
کریسمس قصه عیسا مسیح
کریسمس تولد خون خدا
کریسمس تولد روح خدا
کریسمس تولد مرد رها:
مرحبا ای مریم و عیسی مسیح
مرحبا ای قصه عشق و یقین
مرحبا مرد فلسطین بر صلیب
مرحبا ای کشته فقه صلیب
مرحبا ای ماهی دریای عشق
مرحبا روح خداوند در زمین
مرحبا ای وارث موسی کلیم
مرحبا ای وارث نوح نبی
مرحبا ققنوس آزاد و رها

ما و نشر مستضعفین – بخش 12

سیری تاریخی و تحلیلی و توضیحی و تفسیری بر گذشته نشر مستضعفین از ارشاد 1347 تا امروز:
شریعتی‌های رزمی، شریعتی‌های بزمی، شریعتی‌های حزبی از بهمن 57 تا 30خرداد 60
انقلاب ضد استبدادی 57 بخاطر:
  1. سزارین شدن و نارس شدن و کوتاه مدت بودن مبارزه جنبش ضد استبدادی.
  2. هژمونی نا متجانس و از راه رسیده.
  3. رهبری جنبش اجتماعی شهری بر جنبش‌های طبقاتی و دمکراتیک.
  4. عدم سازماندهی و عدم تشکیلات و عدم آگاهی توده‌های انقلابی.
  5. بن‌بست تشکیلاتی و سیاسی و تئوریک جنبش‌های چریک گرائی در دو بخش مذهبی و غیر مذهبی.
  6. متلاشی شدن سریع ماشین سیاسی و نظامی و پلیسی و اداری حکومت پهلوی بعلت فساد و جنایت و وابستگی و ضد مردمی بودن ماهیت آن نظام.
  7. دخالت مستقیم کشورهای متروپل سرمایه‌داری جهانی جهت جلوگیری از متلاشی شدن ماشین نظامی و ماشین اداری و ماشین اقتصادی شاه که همگی دست پخت‌های نظام سرمایه‌داری جهانی تحت رهبری امپریالیسم امریکا شکل گرفته بود.
  8. عدم آمادگی برنامه‌ائی و تشکیلاتی و تدارکاتی و تئوریک رهبری منفرد انقلاب.
  9. سرازیر شدن نیروهای غیر سیاسی و غیر انقلابی حوزه نشین داخلی و خارج نشین خارجی جهت کسب کرسیهای قدرت در خلاء نیروهای انقلابی.
    10. ائتلاف شتابزده لیبرالیستهای مذهبی با حوزه نشینان فقاهتی جهت میراث‌بری هرچه بیشتر از قدرت.
    11. خلاء تشکیلاتی نیروهای سازمان‌گرایانه حزبی خط شریعتی.
    12. تشتت و تفرقه در جریانهای مذهبی و غیر مذهبی جنبش سیاسی کشور بعلت هویت‌طلبی و هژمونی‌طلبی و بیگانگی با توده‌ها و

درس‌هائی از شریعتی – بخش 4

مقابله شریعتی با توحید دگماتیسم یا توحید کلامی: در همین رابطه بود که شریعتی توانست با نجات توحید از حصار فلسفه و کلام باری توحید تطبیقی را از محدوده توحید صفاتی و توحید کلامی و توحید ذاتی و توحید افعالی و‌... که عرصه‌‌های  توحید دگماتیسم می‌باشد نجات دهد و توحید را وارد واقعیت مستقل از ذهن ما بکند تا توسط آن پشه و شتر و هستی و وجود و جامعه و انسان و تاریخ و‌... را آینه توحید صفاتی و توحید ذاتی و توحید افعالی یا توحید کلامی قرار دهد تا با این عمل خدای بازنشسته نیو تونی را به خدای اکتیو در صحنه خلقت که دائما در امر و خلق می‌باشد در آورد يَسْأَلُهُ مَن فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ كُلَّ يَوْمٍ هُوَ فِي شَأْنٍ - سوره الرحمن - آیه 9)
کل یوم هو فی شان بخوان   /   مرو را بیکار و بی فعلی مدان
کمترین کارش به هر روز آن بود   /   کاو سه لشکر را روانه می‌کند
لشکری زاصلاب سوی امهات   /   بهر آن تا در رحم روید نبات
لشکری زارحام سوی خاکدان   /   تا زنر و ماده پرگردد جهان
لشکری از خاکدان سوی اجل   /    تا ببیند هر کسی عکس العمل
باز بیشک بیش از آنها میرسد   /   آنچه از حق سوی جانها میرسد
آنچه از جانها به دل‌ها میرسد   /   آنچه از دلها به گل‌ها میرسد

مبانی تئوریک سوسیالیسم ‌- 14

سوسیالیسم و فلسفه تاریخ
سوسیالیسم علمی، سوسیالیسم تاریخی، سوسیالیسم تخیلی، سوسیالیسم اخلاقی
چند سوال بدون پاسخ در باب سوسیالیسم‌:
آیا بدون فلسفه تاریخ می‌توان به سوسیالیسم علمی و یا سوسیالیسم تاریخی دست پیدا کرد؟
آیا تفاوت سوسیالیسم علمی و سوسیالیسم تاریخی با سوسیالیسم تخیلی و سوسیالیسم اخلاقی بر پایه این حقیقت است که سوسیالیسم علمی و سوسیالیسم تاریخی محصول و میوه فلسفه تاریخ می‌باشد اما سوسیالیسم تخیلی و سوسیالیسم اخلاقی محصول فلسفه‌ی نظری و اخلاقی جدای از تاریخ می‌باشد؟

آیا اعتقاد به فلسفه تاریخ مقدم بر اعتقاد به سوسیالیسم علمی و سوسیالیسم تاریخی می‌باشد؟
آیا فلسفه تاریخ با تاریخ فلسفه متفاوت است؟
آیا معنی فلسفه تاریخ دلالت بر اعتقاد به حرکت دیالکتیکی تاریخ بشر از آغاز در دو بستر شکل مالکیت و شکل تولید می‌کند؟
آیا تبین فلسفه تاریخ برپایه دیالکتیک تاریخی شکل تولید با تبین فلسفه تاریخ بر پایه دیالکتیک تاریخی شکل مالکیت متفاوت می‌باشد؟

مبانی فلسفه اندیشه ما – مقوله اول – وحی

دینامیزم قرآن و وحی و اسلام - 2
4- رابطه عقل و وحی از نظر شریعتی: از بعد از مجاهدین و بازرگان سومین کسی که در داخل به طرح این سوال کلیدی پرداخت معلم کبیرمان دکتر شریعتی بود. طرح این پروژه از طرف شریعتی با طرح آن از جانب بازرگان و حنیف نژاد متفاوت بود. چراکه هم بازرگان و هم حنیف نژاد برپایه راه بشر از طبیعت آغاز کردند و جوهره راه بشر را در اصل تکامل وجود یافتند و سپس بر پایه اصل تکامل طبیعی آنچنانکه در کنفرانسهای آموزشی مسعود رجوی در نیمه دوم سال 58 در دانشگاه شریف دیدیم، به تبیین راه بشر می‌پرداختند و بعد از اینکه راه بشر با راه تکامل وجود و کشف اصل تکامل وجود مترادف دیدند، به تبیین راه انبیاء پرداختند و با اثبات اینکه راه تکامل وجود آنچنانکه کشف بشر می‌باشد، کشف قرآن و انبیا نیز بوده است، به وحدت و پیوند راه عقل و وحی یا راه بشر و راه انبیاء رسیدند. البته با این تفاوت که مجاهدین راه تکامل وجود را از عرصه طبیعت بازرگان به عرصه انسانیت سوق دادند و توسط آن به تبیین تکامل اجتماعی انسان از آغاز تا پایان پرداختند. شریعتی کلا در تبیین رابطه راه انبیا و راه بشر از متدولوژی بازرگان و مجاهدین استفاده نکرد چرا که کلا معتقد بود که این شیوه نگرش به راه انبیا و راه بشر یک شیوه انطباقی است که حاصل آن منطبق کردن راه بشر بر راه انبیاء خواهد بود. از دیدگاه شریعتی اینچنین تبیینی حاصل‌اش آن می‌شود که دیگر بشر به راه انبیاء نیازی نداشته و خود بدون نیاز به راه انبیاء راه خود را دنبال کند.
شریعتی ضربه 55 سازمان مجاهدین خلق بر پایه این فلسفه انطباقی مجاهدین تبیین می‌کرد. یعنی او معتقد بود که علت انحراف سازمان مجاهدین در سال 53- 55 همین نگرش انطباقی آنها در رابطه با راه بشر و راه انبیاء بوده که از بازرگان وام گرفته بودند.

سلسله مباحثی در باب متدولوژی – بخش 3

روش در گرو نگرش
چه نیازی به متدولوژی؟
کشف حقیقت برای درست دیدن و درست اندیشیدن و تولید فکر توسط پیشگام است: نکته که در همین جا بد نیست در رابطه با کشف حقیقت مطرح کنیم عبارت از اینکه کشف حقیقت برای پیشگام نه تنها در عرصه استراتژی دو مرحله‌ایتحول اجتماعی آنچنانکه فوقاً مطرح کردیم لازم و حیاتی است بلکه کلا لازمه وجودی پیشگام شدن توانائی کشف حقیقت می‌باشد چراکه تنها با توانائی کشف حقیقت است که پیشگام می‌تواند دارای نگاه و دیدن و اندیشیدن بشود و توانائی تولید فکر پیدا کند و تا زمانیکه پیشگام توانائی تفکر و اندیشیدن و تولید فکر پیدا نکند پیشگام نیست زیرا مضمون هدف نهائی حرکت پیشگام آموختن تفکر به توده‌ها می‌باشد و با این قدرت تفکر است که آنچنانکه ولتر می‌گوید: زمانیکه توده‌ها اندیشیدن را آغاز کنند هیچ نیرویی را یارای آن نیست که پیروزی آنها را سد نماید و این کلام ولتر است که هدف نهائی حرکت پیشگام را بصورت یک پرچم به نمایش می‌گذارد چراکه در تحلیل نهائی پیشگام رسالتی و مسئولیتی غیر این ندارد که قدرت اندیشیدن و دیدن و نگاه کردن و تولید فکر کردن به توده‌ها بیاموزد و اگر پیشگام در مرحله‌ای از حرکت خود به این هدف نائل شد کار پیشگام و مسئولیت حزب پیشگام تمام است و خود توده‌ها از آن به بعد پتانسیل سوبژکتیو و ابژکتیو آنرا پیدا می‌کنند که استراتژی رهائی و استراتژی آزادی تا پایان پیش ببرند و نسبت به تمامی آفت‌های مسیر هم واکسینه گردند و هیچ عاملی هم در مسیر راه توان آنرا پیدا نکند که توده‌ها را دوپینگ سوبژکتیو یا دوپینگ ابژکتیو نماید حتی رهبری طبقه متوسط هم دیگر نمی‌تواند مبارزات توده‌ها را به انحراف بکشاند بنابراین در تحلیل نهائی هدف پیشگام آن است که اندیشیدن را به توده‌ها بیاموزد

تفسیر سوره تبت یا مسد - بخش دوم

مرحله دوم استراتژی حرکت 13 ساله مکی محمد: پس از اینکه ما نسبت به مرحله اول استراتژی دو مرحله‌ای حرکت 13 ساله مکی محمد آگاهی پیدا کردیم و آن را رمز موفقیت حرکت محمد دانستیم، حال می توانیم به بررسی مرحله دوم استراتژی محمد در حرکت 13 ساله مکی بپردازیم که عبارت می باشد: از مرحله ابژکتیوی یا عینی -اجتماعی محمد. اگرچه این مرحله آنچنانکه قبلا مطرح شد، مولود دیالکتیکی مرحله اول بود.
یعنی مرحله ابژکتیوی مولود سنتزی حرکت سوبژکتیوی محمد بوده است. ولی در مرحله ابژکتیوی موضوع حرکت محمد برعکس مرحله سوبژکتیوی (که ذهنیت و فرهنگ توده ها بود) واقعیت اجتماعی می باشد که محمد می خواست توسط آن با مشکلات اصلی جامعه (‌تضاد اصلی درون جامعه) که استضعاف جامعه (استثمار اقتصادی - استبداد سیاسی - استحمار معرفتی) توسط سه قطب قدرت حاکم (‌زر و زور و تزویر یا قطب سیاست - قطب ثروت و قطب معرفت) بود، به مقابله بپردازد. اینجا بود که نهضت تاریخی محمد وارد فرایند جدیدی از پروسس خود گردید، که کاملا با مرحله قبل متفاوت بود چراکه خود ویژگیهای این مرحله عبارت بودند از

Monday, 13 December 2010

عاشورا عید ایثار و فدیه و فدا و خون، برهمه عاشورائیان تاریخ مبارک باد!
اگر حسین قیام نمی‌کرد
اگر حسین حج را نیمه تمام بسوی کربلا رها نمی‌کرد
اگر عاشورا در کربلا بر پا نمیشد
اگر مسلم در کوفه شهید نمی‌کردند
اگر حجر و اصحابش در مرج‌العذرا سر نمی‌بریدند
و اگر ابوذر تبعید تنهای ربذه در ان صحرا برای همیشه خاموش نمی‌شد
اگر ابراهیم را با منجنیق دین در اتش شرک پرتاب نمی‌کردند
و اگر حسین با فتوای شریح و شمشیر خیل الله بدست خلیفه الله ذبح نمی‌شد
اگر مسیح به فتوای دین و صلیب فقه مصلوب نمی‌گشت
و اگر هابیل قتیل کینه برادر قابیل نمی‌شد
اگر یوسف به چاه کینه برادران نمی‌افتاد
و اگر موسی آواره سینای فرعون نمی‌شد
اگر قران‌ها بر سر نیزه فریب عمروعاص پرچم نمی‌شدند
و اگر علی در محراب نماز با شمشیر جهل و تعصب و فقه بخون کشیده نمی‌گشتند
اگر جام شوکران اتیموس بر سقراط اثر نمی‌کرد
اگر زندان شکنجه و اعدام و اعتراف گیری جلاد نبود
اگر کهریزک و اوین و گوهردشت و... بر پا نمی‌شد
اگر عمار و بلال و میثم و عبدالله ابن مسعود و... بدست ابوجهل و امه ابن خلف و سردمداران زر و زور و تزویر به اسارت و شکنجه و قتل گرفتار نمی‌شدند
اگر زور لباس تقوی به تن نمی‌کرد
اگر زر در ردای گوساله زرین طلائی در نمی‌آمد
و اگر تزویر در خدمت خداوندان زر و زور و قدرت در نمی‌آمد
اگر دین وسیله تحمیق توده‌ها نمی‌شد

حسین، عاشورا، محرم

آزادی، آگاهی، انسانیت
تاریخ، مکتب، انسان
الف - امام صادق و عاشورا: از آنجائیکه امام صادق در سالهای 120 و 130 هجری (یعنی زمانیکه بنی‌عباس پس از خلع ید مسلحانه قدرت از بنی‌امیه در حال تثبیت پایه‌های حکومتی خود بودند) حرکت فکری خود را در شرایط تاریخی از سر گرفت که جامعه اسلامی توسط دسیسه‌های ضد فرهنگی بنی‌عباس با دو سونامی عظیم ضد فرهنگی از غرب و شرق دسته و پنجه نرم می‌کرد (که این دو سونامی ضد فرهنگی عبارت بودند:
1- سونامی اندیشه و فلسفه یونانی و ارسطوئی که توسط ترجمه آنها به عربی بطرف فرهنگ اسلامی سرازیر شده بود و با پمپاژ و تزریق آنها به اسلام دینامیزم مکتب اسلام و جامعه اسلامی را با ارسطوئی و دیپلیزاسیون کردن از حیات و حرکت انداخته بودند.
2- سونامی تصوف هند شرقی بود که با سه نگرش:
الف - بی مقداری دنیا
(چیست دنیا؟ از خدا غافل شدن /  نی قماش نقره فرزند و زن
هم خدا خواهی و هم دنیای دون  /  این خیال است و محال است و جنون
مولوی ).
ب - بی اختیاری انسان
(ما چو چنگیم تو زخمه می‌زنی  /  زاری از ما نی تو زاری می‌کنی
ما چو نائیم نوا در ما زتوست  /  ما چو کوهیم صدا در ما زتوست
ما چو شطرنجیم اندر برد و مات  /  برد و مات ما زتو است‌ای خوش صفات
مولوی ).
ج - انتقال نگاههای مسلمانان از برون جامعه و زندگی به درون ناپیدای خویش و خصم برون اجتماعی و تاریخی را بدل به خصم ناشناخته درون خود کردن

Thursday, 9 December 2010

16azaar.jpg
سه قطره خون بر پیشانی 16 آذر
16 آذر سنگ نشانی است که ره گم نشود
16 آذر جرقه‌ائی در سیاهی، فریادی در سکوت
16 آذر روزی که شهید تاریخ می‌سازد
16 آذر روزی که دانشجو کلمه می‌گردد
16 آذر روزی که پرومته در زنجیر زنده زنده در آتش غاسق شهید می‌شود
16 آذر روزی که هرگز در تاریخ ما نمی‌میرد
16 آذر روزی که استبداد و امپریالیسم در باتلاق آن می‌میمرند

16 آذر روزی که دانشجو دانشجو می‌شود
16 آذر روزی که دانشجو متولد می‌گردد
16 آذر روزی که آذر توحید بر آذر شرک غلبه می‌کند
16 آذر روزی که خون بدل به آذر می‌شود
16 آذر روزی که خون سونامی‌ می‌آفریند
16 آذر روزی که خون پیام می‌شود
16 آذر روزی که شیخ و شاه را به لرزه در می‌آورد

اعتلای جنبش دمکراتیک دانشجویان ایران، مسیل ساز جنبش اجتماعی در حال رکود 22خرداد

آذر 32 سرآغاز تکوین جنبش مستقل دمکراتیک دانشجویان ایران
1- 16  عبدالرحمان ابن خلدون تونسی جامعه شناس و متفکر و مورخ و فیلسوف قرن دهم هجری در مقدمه تاریخ العبر معروف به مقدمه ابن خلدون خود در عرصه تبین فلسفی تاریخ اسلام به ذکر مثالی می‌پردازد که نقل آن در اینجا خالی از موضوع نمی‌باشد. او می‌گوید مواد گداخته خروجی از دهانه کوههای آتشفشان تا زمانیکه دهانه آتشفشان فعال می‌باشد، بعلت گرمای بیش از حد دهانه آتشفشان تمامی مواد خروجی دهانه آتشفشان بصورت مذاب درمی آیند که این امر باعث می‌گردد تا مواد مذاب خروجی دهانه آتشفشان در حالت مذاب بصورت مخلوط درآیند که جدا سازی آنها در حالت مذاب و گرما تا زمانیکه این مواد مذاب در اثر خاموشی کوه آتشفشان سرد نشود، وجود ندارد