ويژه نامه عاشورا
Tuesday, 29 November 2011
عاشورا، نمایش اسلام شناسی حسین
نبرد اسلام انسانی با اسلام ابزاری در کربلای سال 60
1. اسلام تاریخی در بستر زمان:
آنچنانکه
قبلا مکرر مطرح کردیم علت اینکه پیامبر اسلام بر عکس پیامبران سلف خود
(موسی و عیسی و...) اسلام را از صورت پکیج ثابت و یک طرفه وحیائی به صورت
اسلام تاریخی درآورد، این بود که قرآن و وحی پیامبر اسلام دارای ظرفیتهای
نهفتهائی بود که این ظرفیتها به علت شرایط بسته تاریخی و اجتماعی در
پروسس 23 ساله حیات پیامبر اسلام و یا دوران محدود ائمه، بعد از او امکان
واقعیت خارجی بخشیدن تمامی ظرفیتهای نهفته درونیاش نداشت، ولذا برای
اینکه این ظرفیتها نهفته و بالقوه بتوانند مادیت خارجی پیدا کنند و لباس
واقعیت به تن کنند میبایستی شرایط تاریخی و اجتماعی بستر مادیت پیدا کردن
آنها فراهم میگردید.
یعنی اسلام مانند غنچهائی که در ابتدای بعثت پیامبر اسلام بسته بود و
میبایست در عرصه رابطه تنگاتنگ با محیط به موازات مناسب شدن شرایط محیطی،
این غنچه رفته رفته باز شود و بتواند در بستر فرآیندهای تاریخی و اجتماعی
به موازات فراهم شدن شرایط محیط خارجی از صورت بالقوه به فعلیت در آید.
علیهذا وحی پیامبر اسلام یا قرآن هم دارای ظرفیتهای نهفتهائی بود و هست
که این ظرفیتها تنها در بستر زمان و تاریخ قابلیت عینیت یافتن دارد. به
همین دلیل اگر تاریخ و زمان را از قرآن و وحی بگیریم مانند زمان گرفتن از
یک پروسس کمال جنین یا نوزاد تازه به دنیا آمده میباشد. آنچنانکه یک جنین
یا نوزاد تازه متولد شده دارای قابلیتهای بالقوهائی از همان آغاز تولد از
مادرش میباشد که در زمان تولد به صورت دفعی توان فعلیت یافتن ندارند و
تنها در بستر یک تاریخ یا زمان 30 ساله است که تمامی این ظرفیتها یا
قابلیتهای بالقوه میتوانند لباس واقعیت به تن کنند. اسلام و وحی و قرآن
پیامبر اسلام هم مانند همین طفل و نوزاد از همان آغاز دارای آنچنان
قابلیتهائی بود که در عصر و زمان پیامبر و ائمه هرگز شرایط عقب مانده
تاریخی امکان واقعیت یافتن دفعی به این قابلیتهای بالقوه نداد که حاصل آن
شد که با تاریخی شدن اسلام (توسط دینامیزم خود وحی و قرآن و تاریخ 23 ساله
حرکت پیامبر اسلام) این ظرفیتها و قابلیتهای بالقوه تنها در بستر تاریخی
به اندازه همه زمان و همه انسانیت امکان فعلیت یافتن پیدا بکنند. (و لذا در
این رابطه بود که پیامبر اسلام پیوسته تاکید میکرد که این قرآن دارای
بطنهائی است که فقط آیندگان توان فهم آن را پیدا میکنند
Tuesday, 22 November 2011
تحلیلی بر اوضاع جاری بینالمللی و شرایط سیاسی منطقه و ایران
جهان در آستانه جنگ بینالملل؟ یا تقسیم، بازتقسیم بازارهای جهانی؟
1. بحران جهان سرمایهداری در فرآیند نوین آن
بحران
اقتصادی و مالی و ساختاری نظام سرمایهداری جهانی که از سال 2008 آغاز شده
است و باعث گردیده تا کشتی اقتصاد جهانی را به گل بنشاند، آنچنان
سونامیوار پیش میرود که حتی از بحران اقتصادی - ساختاری جهان سرمایهداری
در سال 1329 - 1330 فراگیرتر شده است. این بحران اقتصادی - مالی از تاریخ
17 سپتامبر 2011 با شروع جنبش “وال استریت را اشغال کنید” در خیابان
وال منطقه منهتن نیویورک در مرکز و قلب مالی آمریکا وارد فرآیند اجتماعی
خود شد و آنچنان این بحران اجتماعی “جنبش وال استریت را اشغال کنید”، مانند
فرآیند قبلی خود بحران اقتصادی - مالی فراگیر شده است که در مدت کمتر از
دو هفته علاوه بر اینکه 847 شهر بزرگ آمریکا را با نامهای مختلف به چالش
کشیده است، تقریبا تمامی جهان سرمایهداری را متاثر از حرکت خود کرده است.
بطوریکه پس لرزههای این جنبش جهانی در بعضی از کشورهای سرمایهداری
مانند یونان و انگلیس و... به مبارزه قهرآمیز بین دو گروه اجتماعی سواره
(بورژوازی) و پیاده
جهانی (زحمت کشان) درآمده است. آبشخور گروه اجتماعی سواره سرمایهداری
جهانی شامل مدیران موسسات مالی و اعتباری و دولتهای حاکم بر جهان
سرمایهداری که به مدافع بی چون و چرای طبقه بورژوازی جهانی برخاسته
میباشند، و آبشخور گروه اجتماعی پیاده
شامل طبقه متوسط آمریکا که یک شبه 20 تا 30 در صد کل داراییشان را که در
سهام، سرمایه گذاری کرده بودند، را از دست دادهاند. به علاوه میلیونها
بازنشسته آمریکائی که بخشی از داراییشان یک شبه در بازار سهام آمریکا از
دست دادهاند، همچنین لشکر میلیونی بیکاران رو به افزایشی که از سال 2008
به موازات فراگیر شدن رکود اقتصادی معلول بحران اقتصادی به صورت روز افزون
در حال گسترش میباشند. همراه با حمایت طبقه کارگر جهان سرمایهداری که به
مرور زمان از طریق تشکیلات صنفی
خود وارد این چرخه مبارزاتی شدهاند و صاحب خانههایی که به علت عدم
توانائی در پرداخت اقساط وامهای خود منازلشان را بانکها ضبط
تشکیلات افقی حزبی یا تشکیلات عمودی حزبی؟ - بخش سوم
چند سوال:
1 - جنبش پنج ساله ارشاد شریعتی یک جنبش فرهنگی فکری بود یا یک جنبش سیاسی و اجتماعی؟
2 - آیا ما میتوانیم جنبش پنج ساله ارشاد شریعتی (1347 تا 1351) را در مقایسه با حیات 28 ساله سیاسی شریعتی (1329 تا 1356)، به صورت مستقل و مکانیکی تبیین نمائیم؟
3 - چرا آنانی که حیات پنج ساله ارشاد شریعتی را به صورت یک امر مکانیکی و مستقل مطالعه میکنند، شریعتی را ضد تشکیلات و ضد نظم و ضد برنامه میدانند؟
4 - آیا شریعتی در حیات 28 ساله سیاسی خود (1329 تا 1356) با نظم و تشکیلات سیاسی مخالف بود؟
5 - آیا آنچنانکه جریان لیبرالیستی حرکت شریعتی میگویند، شریعتی در حرکت سیاسی خود نظم پذیر و تشکیلات پذیر نبوده است؟
6 - اگر حیات 28 ساله
سیاسی شریعتی را بر پایه موضوع تشکیلات و شریعتی بخواهیم تبیین نمائیم،
آیا غیر از این است که سه
اسلام تاریخی، غیر از تاریخ اسلام است – بخش ششم
1. اسلام شناسی دگماتیسم فقاهتی و عملکرد تاریخی آن در ایران:
این
اسلام شناسی که منحطترین نوع اسلام شناسی میباشد، به مدت بیش از هزار
سال است که از سابقه و تاریخ و تکوین آن میگذرد و عامل اساسی انحطاط جامعه
مسلمانی، در طول بیش از هزار سال گذشته بوده است؛ و امروز به صورت
مهیبترین رژیم سیاسی
بر جامعه ما مسلط شده است. بزرگترین خواستگاه زایش و رویش آن حوزههای
دینی فقهی و تیپ روحانیت بوده است که در تاریخ اسلام و مسلمانی از
مرحلهائی شروع به تکوین کرد که:
اولا؛ وحی محمد را در بخش فقهی آن که بیش از 20% قرآن نمیباشد خلاصه کردند.
ثانیا؛
با محدود کردن اصل اجتهاد به فروع و آن هم به فقه قرآن و محمد، به صورت یک
فقه تغییر ناپذیر و ثابت برای تمامی جوامع و تمامی اعصار درآمد.
ثالثا؛
با منجمد کردن و غیر عصری و غیر اجتهاد پذیر دانستن آن در اصول، آن را به
صورت یک نظام حقوقی توراتی در آوردند که اولین قتیل آن خود اسلام محمد و
قرآن بود.
رابعا؛
دگماتیسم فقاهتی برعکس دیدگاه علامه اقبال لاهوری و شاه ولی الله دهلوی،
فقه قرآن و شریعت محمد را به صورت یک امر ثابت و ساکن و لایتغیر و متقن،
برای تمامی جوامع بشری و تا آخر زمان تبیین کردند. که مطابق این تبیین مهیب
و خطرناک، و برای اینکه بتوانند آن فقه منجمد و ثابت خود را بر کلیه جوامع
بشری سوار کنند راهی جز این باقی نماند مگر اصل تحول و تکامل جوامع بشری
را نفع کنند. همان کاری که 33 سال است نظام مطلقه فقاهتی در ایران در حال
انجام آن میباشد و میکوشد تا فقه سر نیزهائی را بر جامعه ایران تحمیل
کند، و آن را به صورت یک نظام اخلاقی و نظام سیاسی
و نظام حقوقی و نظام حکومتی در آورد. در صورتیکه آنچنانکه علامه اقبال
لاهوری (در صفحه 196 کتاب بازسازی فکر دینی ترجمه فارسی مرحوم احمد آرام
اپیستمولوژی یا تئوری شناخت - بخش چهارم
ذهن بازیگر محمد و قرآن:
هر
چند برای بررسی عقلانیت محمد یا ذهن بازیگر محمد باید پیش از هر چیز به
وحی محمد یا قرآن مراجعه کنیم، اما در این رابطه اگر حتی سخنان محمد را که
به موازات وحی تاریخی محمد مطرح شده است مد نظر قرار دهیم، باز همین نتیجه
حاصل میشود که اصلا - ذهن محمد یا عقلانیت محمد یا عقل از نظر محمد- نه
مانند عقل و ذهن ارسطو یک عقل ذهن فلسفی است، و نه مانند عقل کانتی و
دکارتی یک عقل فاهمه است و نه مانند عقل هگل یک عقل دیالکتیکی محض، با
آبشخور ایده آلیستی است. بلکه بالعکس همه اینها - در نگاه محمد در قدم اول عقل و ذهن محمد یک عقل و ذهن بازیگر و اکتیو است- همان خصیصهائی که در هیچیک از عقلهای فوق وجود نداشت،
چراکه چه در عقل افلاطونی و چه در عقل و ذهن ارسطوئی و چه در عقل و ذهن
کانتی و چه در عقل و ذهن هگلی، “هویت مستقل ذهن جدای از واقعیت و عمل و...”
به عنوان یک پیش فرض مطرح میباشد، در صورتی که در دیسکورس و ادبیات محمد
(حتی برای یک مرتبه هم در سرتاسر قرآن و وحی و کلام محمد)، نام عقل به صورت
اسم مصدر به کار برده نشده است، و آنجا که در دیسکورس محمد از عقل نام
برده شده است، به صورت مشتقات و فعل بکار رفته است مانند “یعقلون، تعقلون،
یتفکرون، تتفکرون، یعلمون، تعلمون، یفقهون و ...” که این دیسکورس محمد در
رابطه با وحی بیانگر این حقیقت بزرگ است که محمد اصلا اعتقادی به عقل
تماشاگر مطلق ارسطوئی و عقل تماشاگر نسبی کانتی - دکارتی
و هگلی ندارد، بلکه بالعکس محمد عقل و ذهن را از آغاز بر پایه “بازیگر و
عمل خاص و مشخص خود” مورد مطالعه قرار میدهد، و طبیعی است که چنین عقلی از
همان آغاز
تبیین رهائی انسان از جبرهای محیط بر خود به سوی آزادی - بخش چهارم
7- فلسفه معاد در کانتکس فلسفه پراکسیس
نخست ببینیم معادی که محمد مطرح میکند دارای چه مشخصهائی میباشد:
الف - معاد محصول عملی، عمل دنیای انسانها میباشد: سوره النباء - آیه 40 - ”...يوْمَ ينْظُرُ الْمَرْءُ مَا قَدَّمَتْ يدَاهُ... معاد مرحلهای است که انسان در آن مرحله آنچه را که با دستان خود از دنیا فرستاده است، میبیند.
ب - معاد مرحلهائی از حیات و حرکت این دنیا و این زمین میباشد که در آن مرحله، انسان اعمال دنیائی خود را میبیند. به عبارت دیگر معاد تجسم عمل انسان است و لاغیر: سوره الزلزله آیات 6 و7 و8:”يوْمَئِذٍ يصْدُرُ النَّاسُ أَشْتَاتًا لِيرَوْا أَعْمَالَهُمْ - فَمَنْ يعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ خَيرًا يرَهُ - وَمَنْ يعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ شَرًّا يرَهُ - معاد روزی است که مردم گوناگون و متفاوت
میآیند تا اعمال آنها را به آنها نشان دهیم. پس هر کس که به اندازهائی
در دنیا کار خیر کرده باشد، در آخرت همان ذره کار خیر را با چشمان خود میبیند. و هر کس که به اندازه ذرهائی کار شر انجام داده باشد، در آخرت همان یک ذره کار شر را با چشمان خود میبیند.
ج - معاد مرحلهای از تکامل همین کره زمین است که در آن مرحله هیچ چیز جماد و غیر جان دار وجود ندارد. و همه وجود دارای حیات میباشد: “سوره فصلت - آیه 21 - وَقَالُوا لِجُلُودِهِمْ لِمَ شَهِدْتُمْ عَلَينَا قَالُوا أَنْطَقَنَا اللَّهُ الَّذِي أَنْطَقَ كُلَّ شَيءٍ... - در روز معاد افراد به پوست خود میگویند؛ چرا بر علیه ما شهادت دادید؟ پوست افراد به افراد میگوید؛ ما را امروز آن خدائی به
Thursday, 3 November 2011
تعیین نظام ریاستی یا نظام پارلمانی در چارچوب نظام مطلقه فقاهتی حاکم
آخرین میخ بر تابوت فلسفه سیاستی ولایت فقیه
شاید بزرگترین خیانت و جنایتی که بنی عباس و در راس آنها مأمون به اسلام و مسلمانان کرد، ترجمه فلسفه سیاسی افلاطون و جلوگیری از ترجمه فلسفه سیاسی ارسطو بود. و البته دلیل آن هم این بود که فلسفه سیاسی افلاطون بر نخبه گرائی و اریستوکراسی فلسفی استوار بود، اما فلسفه سیاسی ارسطو بر دموکراسی محصول دولت شهرهای سقراط استوار شده بود. توضیح آنکه از آنجایی که بنی عباس و در راس آنها مأمون علت عدم ثبات و دولت مستعجل بنیامیه، در نداشتن فلسفه سیاسی و کشاکش با اهل بیت پیامبر تحلیل میکردند جهت مقابله با این آفت سیاسی آنها کوشیدند از یک طرف کشاکش عریان بنیامیه با بنی هاشم که بر پایه انتقام گیریهای جاهلیت اعراب بادیه نشین استوار بود را در پوشش امنیتی و سیاسی و مذهبی قرار دهند (ولایتعهدی قالبی و تحمیلی امام رضا توسط مأمون در این رابطه قابل تبیین میباشد). و از طرف دیگر برای اینکه حکومت پیامبر و حکومت علی توسط پیروان علی و اهل بیت پیامبر بدل به فلسفه سیاسی حکومتی نگردد (همان امری که معاویه پیوسته از آن بیم داشت و سعی بر آن داشت تا با فلسفه سیاسی ساختن از حکومت شیخین و در راس آنها عثمان مانع از فلسفه سیاسی شدن حکومت علی و پیامبر اسلام بشود)، کوشیدند تا با ترجمه فلسفه سیاسی افلاطون به عنوان فلسفه سیاسی نظری آلترناتیو فلسفه سیاسی حکومت علی و پیامبر از آن جهت تئوریزه کردن فلسفه سیاسی حکومت بنی عباس که بر نظام اریستوکراسی و توتالیتر استوار بود، استفاده بکند. و شاید به این علت بود که برعکس نظام بنیامیه که من حیث المجموع بیش از یک قرن نتوانستند دوام پیدا کند، بنی عباس بیش از پانصد سال بر مسلمانان حکومت کردند. البته مبانی فلسفی و
تحلیل تئوریک – سیاسی، اجتماعی و اقتصادی، از مردم، جنبش و حاکمیت مطلقه فقاهتی ایران
- متدولوژی تحلیل سیاسی، اقتصادی، طبقاتی، اجتماعی و...
آنچنانکه قبلا (در شمارههای سال اول نشر
مستضعفین) به اشاره مطرح کردیم که منظور ما از تحلیل اوضاع جاری قرار دادن
سه مؤلفه مردم ایران، جنبش ایران و حاکمیت مطلقه فقاهتی ایران در کنار هم
در عرصه تحلیل دیالکتیکی میباشد و دلیل این امر هم آن است که در رابطه با
تحلیل سیاسی مسائل اجتماعی و سیاسی ما به دو طریق میتوانیم عمل بکنیم (1- از جزء به کل یا از مشخص به عام یا از ابژه به سوبژه 2- از کل به جزء یا از سوبژه به ابژه).
روش اول متدولوژی
لمی نامیده میشود (این روش که همان طریقه غیر دیالکتیکی و همان روش
استقرائی راجر بیکن و به ویژه فرانسیس بیکن میباشد. علامه اقبال لاهوری در
فصل روح فرهنگ و تمدن اسلامی، کتاب بازسازی فکر دینی در اسلام - صفحه 150 - سطر
ششم با نقل و قول از بریفولت معتقد است که این روش تجربی یا متدولوژی
استقرائی بیکنی کشف راجرز بیکن و فرانسیس بیکن نبوده، بلکه اقتباس آنها از
متدولوژی قرآن و مسلمانان بوده است و به طوری که علامه اقبال لاهوری در
همین فصل از کتابش مدعی است، کلا روش تجربی یا روش استقرائی یا روش جزء به
کل برای اولین بار قرآن و پیامبر اسلام برای
Subscribe to:
Posts (Atom)