
Friday, 22 April 2011
مانیفست شریعتی - بخش 8
مبانی تئوری سوسیالیسم علمی شریعتی: شریعتی و سوسیالیسم علمی
1 - سوسیالیسم طبقاتی، سوسیالیسم ساختاری، سوسیالیسم برنامهائی شریعتی:
آنچه به طور مشخص در رابطه پروسه شکلگیری اندیشه سوسیالیسم شریعتی میتوانیم در اینجا مطرح کنیم عبارت از اینکه اندیشه سوسیالیستی در شریعتی به صورت بالبداهه شکل نگرفته است. بلکه این اندیشه به موازات زمان و رشد و تحول شریعتی از شریعتی سیاسی به شریعتی جامعه شناس و از شریعتی جامعه شناس به شریعتی تئوریسین یا شریعتی کامل، پروسه سوسیالیسم هم در اندیشه شریعتی دچار تحول و تکامل شده است که فرایند این تحول را میتوان به سه مرحله سوسیالیسم طبقاتی و سوسیالیسم ساختاری و سوسیالیسم بر نامهائی تقسیم کرد
مبانی اندیشه فلسفی ما – مقوله اول - وحی 6
دینامیزم قرآن یا وحی نبوی محمد:
کدامین وحی؟ وحی دگماتیسم یا وحی مکانیکی محمد؟
وحی انطباقی یا وحی بشری محمد؟ وحی تطبیقی یا وحی ارگانیکی محمد؟
وحی انطباقی یا وحی بشری محمد؟ وحی تطبیقی یا وحی ارگانیکی محمد؟
- علامه اقبال لاهوری و اجتهاد در اصول:
علامه اقبال لاهوری اولین مسلمانی بود که در قرن بیستم پس از سیزده قرن که از نزول قرآن میگذشت شعار بازسازی فکر دینی در اسلام را مطرح کرد البته اگرچه مترجم محترم کتاب بازسازی فکر دینی در اسلام اقبال (مرحوم احمد آرام) در ترجمه (RECONSTRUCTION) به جای ترم بازسازی، ترم احیاء بکار برده است که ترجمه غلطی میباشد جا دارد در رابطه با این موضوع به این حقیقت توجه داشته باشیم که در خصوص بازگشت به اسلام محمد از نیمه قرن اول هجری تا کنون این بازگشت با سه شعار مختلف:
الف – اصلاحات
ب – احیاء
ج - بازسازی فکر دینی
ب – احیاء
ج - بازسازی فکر دینی
مطرح شده است. که این سه شعار از یک وجه مشترک و از یک وجه تمایز برخوردار میباشند وجه مشترک این سه شعار عبارت است از اینکه همه این منادیان معتقد به این اصل بودند که اسلام موجود زمان خودشان با اسلام زمان محمد تمایزات و پس رفت هائی داشته است که به علت این تمایزات و پست رفت ها تا زمانی که به لحاظ تئوریک به بازسازی و بازشناسی و باز تعریف آنچه بنام اسلام موجود است نپردازیم امکان مقایسه بین اسلام موجود با سلام زمان محمد نمیباشد.
پرسش و پاسخ 6 – بخش اول
سوال: از آنجائیکه شما اولین جریانی بودید که از 33 سال پیش به تفکیک اسلام به انواع اسلام دگماتیسم - اسلام انطباقی - اسلام تطبیقی - پرداختید و در این 33 سال از این تفکیک سه گانه اسلامی خود حمایت تئوریک کردهاید و پیوسته آن را به عنوان اصل لایتغییر و ثابت خود دانستهاید و بر پایه این سه نوع اسلام شناسی همیشه به خط کشی نظری و تئوریک بین خود با دیگر جریانهای مذهبی از آغاز تا کنون پرداختهاید و تقریبا این تفکیک را به عنوان بزرگترین دستاورد تئوریک 33 ساله حرکت خود میدانید و دامنه این تفکیک سه گانه اسلام بر پایه سه ترم انطباق و تطبیق و دگماتیسم حتی از عرصه اسلام فراتر بردید و به عرصههای اقتصاد و تاریخ و سیاست و استراتژی و... گسترش دادهاید و تا بدانجا پیش رفتهاید که از سه ترم دگماتیسم و انطباق و تطبیق یک خط کش و یک عینک تفسیری و تبیینی ساختهاید و با این خط کش و عینک در مطالعه متون اعم از قرآن و نهج البلاغه و تبین تاریخی از محمد تا علی و سقیفه و پیدایش انواع نحلهها و مشربهای دینی که شامل فلاسفه و متکلمین و صوفیان و فقها و... میشوند، به کار گرفتهاید و همه را بر پایه این عینک تبیینی و تفکیکی و تفسیری مطالعه میکنید و در عرصه تاریخ جدید از سیدجمال تا عبده و رشید رضا و اقبال و بازرگان و مجاهدین خلق و شریعتی و... همه بر پایه این منظر و این سه مؤلفه به تبین تاریخی و خط کشی دیدگاه شان میپردازید.
مبانی تئوریک سوسیالیسم - شماره 17
اخلاق سوسیالیستی نه سوسیالیسمِ اخلاقی
اخلاق سوسیالیستی، اخلاق لیبرالیستی، اخلاق دگماتیسم فقاهتی
اخلاق سوسیالیستی، اخلاق لیبرالیستی، اخلاق دگماتیسم فقاهتی
اگر اخلاق را به صورت اجمالی، آداب زمان و مقام تعریف کنیم ، بی تردید اخلاق به صورت یک حقیقت سیال و تاریخی و فرادینی در میآید که بر حسب زمان و مقام هویتهای مختلفی به خود میگیرد. (البته این موضوع دلالت بر این امر نمیکند که اصول محوری اخلاق که یک سلَسله اصول فرا دینی و فراتاریخی میباشند. بر حسب شرایط مختلف زمانی و مقامی دچار سیّالیت گردد و یا اینکه آنچنانکه کانت میگوید: "اخلاق به صورت یک سلسله ضوابط تعبدی که از طریق عقل نظری و خود بنیاد قابل استدلال نمیباشند و بدون استدلال و تعقل باید آن را قبول کرد درآید". یا آنچنانکه علامه طباطبائی در مقاله ششم اصول فلسفه و روش رئالیسم جلد چهارم میگوید "اخلاق به صورت یک سلسله امور اعتباری و قراردادی در روابط انسانی و اجتماعی مطرح شود یا آنچنانکه ارسطو میگوید پایه و مبانی حکمت عملی باشد که در برابر حکمت نظری قرار میگیرد تداعی کند
تفسیر قریش – بخش آخر
استراتژی سازمان گرایانه حزبی محمد در حرکت مکی بر کدامین ترم استوار بود؟ انقلاب؟ یا ارتجاع؟ یا محافظه کاری؟ یا رفرمیسم؟ یا اصلاحات؟
مطابق آنچه تا کنون از حرکت محمد در استراتژی 13 ساله سازمان گرایانه حزبی او گفتیم این اصول مبانی زیربنائی استراتژی مکی محمد را تشکیل میدهد:
1- اعتقاد به تکیه بر پائینی های جامعه به عنوان بازوی استراتژی یا خواستگاه استراتژی و به عنوان تنها نیروی عمل کننده تحول اجتماعی - تاریخی به جای تکیه بر بالائی ها.
چه در عرصه تغییر جامعه و چه در عرصه نیروهای کنشگر سیاسی -اجتماعی که در این رابطه با یک نگاه اجمالی به حرکت 13 ساله محمد در مکه به نیکی حتی برای مغرضین حرکت او هم این اصل غیر قابل انکار میباشد. چراکه حتی در مدت 13 ساله استراتژی مکی محمد و حتی برای یک لحظه هم به بالائیها جهت هدایت و تحول جامعه چشم ندوخت
Subscribe to:
Posts (Atom)