Sunday, 22 June 2014
تبیین قدرت سیاسی مسلط در دستگاه حاکمیت مطلقه فقاهتی ایران - قسمت اول
الف - چه نیازی به تبیین قدرت سیاسی مسلط در کشور داریم؟
یک برداشت غلطی که امروزه در جنبش سیاسی ایران تعمیم و همه
گیر شده است اینکه، جریانهائی فکر میکنند که تبیین از قدرت سیاسی مسلط بر جامعه
توسط جریانهای سیاسی باعث میشود که این جریانها یا احزاب و گروه جنبش سیاسی به
سمت کسب قدرت سیاسی و اقتدارگرائی لنینیستی تمایل پیدا کنند، در صورتی که اصلا
تبیین از قدرت سیاسی مسلط بر هر کشور و هر جامعهائی در هر شرایط تاریخی شرط لازم
تعیین و اتخاذ هر گونه تاکتیک و استراتژی در آن جامعه میباشد و شاید بهتر آن باشد
که بگوئیم، علت اصلی شکست استراتژیها یا تاکتیکهای اتخاذی جریانهای سیاسی جنبش
سیاسی ایران در طول 35 سال گذشته حاکمیت رژیم مطلقه فقاهتی و در 50 سال حاکمیت
رژیم توتالیتر و مستبد پهلوی عبارت بوده از:
تحلیلی سیاسی
«داعش» مولود جایگزین شدن جنگ شیعه و سنی، به جای مبارزه دموکراسی
طلبانه بهار عربی
منطقه خاورمیانه در کمتر از 20 سال، گرفتار سه سونامی برونی
و درونی شد که هر کدام از این سه سونامی کافی است تا جغرافیا و تاریخ این منطقه را
دچار یک تحول کیفی بکند. این سه سونامی عبارتند از:
· جنگ و تجاوز جهان سرمایهداری
به سرکردگی امپریالیسم آمریکا، از بعد از انفجار برجهای دو قلوی نیویورک در سپتامبر سیاه سرمایهداری، توسط هواپیماهای مسافربری آمریکا.
· جنبش دموکراسی طلبانه بهار
عربی.
· تجاوز نظامی همراه با دخالتهای سیاسی در بستر انحراف جنبش دموکراسی
طلبانه بهار عربی و تبدیل آن به جنگ شیعه و سنی توسط سرمایهداری جهانی به
سرکردگی امپریالیسم آمریکا و ارتجاع منطقه.
سلسله درسهائی از نهج البلاغه
سیمای ابوذر در دیدگاه علی، امام انسانیت
شرحی بر
نهج البلاغه؛
«كَانَ
لِي فيِما مَضَى أَخٌ فِي اللهِ - در گذشته دور من یک برادر دینی داشتم»
(منبع؛ جعفر شهیدی- حکمت 288- صفحه 414).
امام در
زمانی از ابوذر سخن میگوید که ابوذر تنها و گرسنه در ربذه مرده است و تبلیغات
زهرآگین و مسموم کننده (بر ضد حرکت عدالت خواهانه ابوذر غفاری) حکومت معاویه آن
چنان در شام و بر جامعه مسلمانان حاکم شد (که علی الان در سال 36 یا 37 هجری بر آنها
حکومت میکند و از ابوذر سخن میگوید؛ یعنی 25 سال بعد از مرگ پیامبر و 10 سال پس از
مرگ ابوذر تنها در صحرای ربذه به دست عثمان) که مردم حتی خاطرهائی در ذهن از بزرگترین
صحابه پیامبر یعنی - جنده بن جناده یا ابوذر غفاری- نداشتند، ابوذر کسی است که
پیامبر اسلام در وصفش فرمود؛ راست گوی تر از ابوذر در زیر
این سقف آسمان ندیدم و باز محمد در توصیف او فرمود؛ بیشتر ساعات عمر ابوذر به تفکر
سپری میشود، منادی وحی در باب ایمان ابوذر میگفت که؛ «لو علم ابوذر ما فی قلب
السلمان فقد کفر یا فقد قتله - اگر ابوذر از آن چه که در قلب سلمان میگذرد
مطلع میشد او را کافر میپنداشت.»
پنج سال از عمر نشر مستضعفین گذشت در آستانه ششمین سال زندگی نشر مستضعفین - قسمت اول
|
منظومه معرفتی پنج ساله
نشر مستضعفین، در آینه منظومه معرفتی 10 ساله شریعتی و 38 ساله آرمان مستضعفین
ششمین سال تولد نشر
مستضعفین بر تمامی ره پویان راه سوسیالیسم، دموکراسی سوسیالیستی و انسان
سوسیالیستی مبارک باد
الف – نگاهی به گذشته
برای توجه به آینده:
نهج البلاغه جعفر شهیدی -
خطبه 16 - ص 17 - س 1 «إِنَّ مَنْ صَرَّحَتْ لَهُ
اَلْعِبَرُ عَمَّا بَیْنَ یَدَیْهِ مِنَ اَلْمَثُلاَتِ حَجَزَتْهُ اَلتَّقْوَی
عَنْ تَقَحُّمِ اَلشُّبُهَاتِ... -
تقوای رفتن این است که از تجربهها و سختیهای راه چراغ راهی برای شناخت شبهات راه
در آینده بسازیم» (صَرَّحَتْ - کشف کند، اَلْمَثُلاَتِ - عقوبت و شکنجه و سختی، تَقَحُّمِ - خود را به شدت در چیزی افکندن).
سلسله درسهای بعثتشناسی پیامبر اسلام - قسمت سوم
بعثتشناسی رمز
اسلام شناسی
بازشناسی بعثت در
راستای بازسازی اسلام
ج - تجربه اگزیستانسی
حرائی یا لیله القدر اکسپریانسی به دو صورت فردی و اجتماعی: گرچه خود پیامبر اسلام توسط پراکسیس انفسی، حرکت
اگزیستانسی، اکسپریانسی و تجربه باطنی فردی توانست در طول 15 سال مرحله حرائی
فرآیند لیله القدر وجودی خود را به مطلع الفجر بعثت برساند، اما همین پیامبر اسلام
از همان آغاز بعثت خود با بیان آیات اول سوره مدثر و مزمل مسلمانان و پیروان خود
را از انجام فردی مرحله حرائی، مانند خود او جهت تجربه باطنی و معراج وجودی منع
کرد و تجربه حرائی اجتماعی جایگزین تجربه حرائی فردی خود کرد.
پیامبر اسلام «لیس
رهبانیه فی الاسلام - در اسلام فاز حرائی فردی وجود ندارد»
شریعتی و سکولاریسم - قسمت دوم
مبانی تئوریک نهضت
سکولاریزاسیون شریعتی
2 – شریعتی و سکولاریسم منفی سیاسی:
مجموعه آثار جلد 20 - ص
382 «تکیه بر اسلام در جامعه
سنتی اسلامی مسئولیت هر روشنفکر وابسته به این جامعه است چه مذهبی و چه غیرمذهبی
برای غیرمذهبی به عنوان یک فرهنگ و برای روشنفکر مذهبی در عین حال به عنوان یک
عقیده نیز»
مجموعه آثار جلد 34 - ص
178 «من برای ایمانهائی که
از کفر گذر کردهاند ارزش استثنائی قائلم عالیترین کاملترین عمیقترین و مطمئنترین
ایمان ایمانی است که در جان انسان طلوع کرده است و با آتش شک آنچه را به نام دین
از گذشته با خود داشته و وراثت و محیط در او کاشته پیشتر سوزانده است»
Subscribe to:
Posts (Atom)