Wednesday, 22 October 2014
بالاخره دم خروس باور کنیم یا قسم حضرت عباس؟
گرچه نزدیک به 15 ماه است که از انتخابات مهندسی شده خامنهائی
و حزب پادگانیاش در خرداد 92 - که به پیروزی شیخ حسن روحانی انجامید - میگذرد، در
این مدت 15 ماهه آرایش تضادها و دسته بندیها، گروهها و جریانها و جناحهای
درونی رژیم مطلقه فقاهتی دچار تحولات و تغییراتی شده است که فهم و تفسیر آن در این
شرایط میتواند برای ما و مردم جامعه ره آورد بسی روشنگریها باشد چراکه آنچنانکه
در تحلیلهای گذشته نشر مستضعفین در خصوص پروژه مهندسی شده انتخابات خرداد 92 توسط
خامنهائی مطرح کردیم هدف خامنهائی از بسترسازی جهت پیروزی شیخ حسن روحانی در این
بود که:
انتخابات مجلس دهم و طنابکشی جریانهای درونی حاکمیت برای کسب کرسیهای قدرت
یکی از مشخصههای احزاب یقه سفید یا احزاب بالائیهای قدرت
که یک شبه تاسیس میشوند و یک ساعته منحل و با بادی مانند قارچ از زمین میرویند و
با بادی از نوع دیگر نابود میگردند و مانند دستمال کلینکس یکبار مصرف ارباب قدرت
با آن پارچه مخملی پنجههای چدنی خود را میپوشانند تا مبادا چشم تودهها به چنگال
خونین آنها بیافتد، این است که این احزاب تنها در زمان تقسیم باز تقسیم قدرت در بالاییهای
قدرت و حکومت هویت و رسمیت پیدا میکنند و پس از تمام شدن خیمه شب بازیهای تقسیم
قدرت توسط ارباب حکومت فتیله چراغ و کرکره آنها پائینکشیده میشود تا نکند تودههای
دربند پائین قدرت، خواب دموکراسی و آزادی ببینند و بر این دخیل امام زاده دروغین
برای شفاء گرفتاریهای خود پارچهای ببندند.
بسته شدن حسینیه ارشاد در آبان ماه 51 پایانی بر یک انجام بود یا آغازی برای حرکت دیگر؟
قسمت اول
1 - جایگاه حسینیه ارشاد در حرکت شریعتی: علت موفقیت معلم کبیرمان شریعتی یکی از سوالهائی است که در
طول نزدیک به نیم قرن گذشته در میان جنبش سیاسی و جنبش مذهبی و روشنفکران و
نواندیشان دینی در داخل و خارج کشور از طرف دوستداران و منتقدین و حتی مخالفین
هیستریک شریعتی مطرح بوده و مطرح نیز میباشد البته منهای پاسخی که هر فرد یا جریانی
که به سوال فوق بدهند، خود طرح این سوال دلالت بر این امر میکند که حرکت شریعتی
در حسینیه ارشاد که در مدت 4 سال بین سالهای 47 تا 51 صورت گرفته است یک حرکت
موفقی بوده است که این شهادت و تائیدیه و گواهی در تاریخ صد ساله جنبش ایران که
مشحون از شکست و ناامیدی بوده است، کم نمرهائی نیست که دوست و دشمن به شریعتی میدهند.
استیلای داعش و جایگزینی پروژه خاورمیانه جدید امپریالیسم آمریکا به جای پروژه خاورمیانه بزرگ قبلی آمریکا
از شهریور ماه سال 1380 شمسی بعد از جریان 11 سپتامبر که
جهان شاهد یکی از گستردهترین عملیات تروریستی توسط شبکه جهانی القاعده بود که با فرو
ریختن برجهای دو قلوی تجارت جهانی در نیویورک بیش از 3000 شهروند آمریکائی از 90
ملیت جهان کشته شدند. جرج بوش پسر رئیس جمهور سابق آمریکا که در همان شب حادثه با
اعلام رسمی شروع جنگ جدید صلیبی بر علیه بیش از یک میلیارد مسلمانان جهان پروژه
خاورمیانه بزرگ تحت هژمونی کشور متجاوز و اشغالگر اسرائیل و تکوین هلال شیعه جهت
تضعیف حکومتهای تسنن همراه با سیاست بالکانیزه کردن کشورهای منطقه از افغانستان و
پاکستان تا عراق، سوریه، مصر، لیبی، سودان و سومالی در دستور کار خود قرار داد
عاشورا نمایشگاه بزرگ، جهت تبیین عملی اسلام عزتمندانه پیامبر اسلام
قسمت دوم
3 -
نمایش اسلام عزتمندانه علی در نمایشگاه بزرگ عاشورا
بنابر آنچه که مطرح شد وجه مشترک تمامی پیشگامان مسلمان در
طول بیش از 600 سال گذشته در خصوص راه حل مقابله با انحطاط و عقب ماندگی این است که
تمامی آنها از ابن خلدون تا شریعتی معتقدند که تنها راه حل مقابله با انحطاط
مسلمانان دستیابی به اسلام عزتمندانه است و لذا تا زمانی که ما نتوانیم به اسلام
عزتمندانه دسترسی پیدا کنیم، امکان مقابله با انحطاط مسلمین وجود ندارد و اما در
خصوص چگونگی دستیابی به اسلام عزتمندانه، تمامی آنها در مرحله مقابله با سلطه و
سیطره اسلام فقاهتی و پس از آن مقابله با اسلام صوفیگرانه و اسلام متکلمانه اشعریگری
مشترک میباشند.
منظومه معرفتی پنج ساله نشر مستضعفین، در آینه منظومه معرفتی 10 ساله شریعتی و 38 ساله آرمان مستضعفین
قسمت پنجم
ز - اهداف
اولیه انتشار نشریه الکترونیک نشر مستضعفین در خرداد 88: اکنون که پنج سال از حیات و حرکت نشر مستضعفین میگذرد و
در آستانه ششمین سال حیات نشر مستضعفین قرار گرفتهایم با تاسی از کلام امام علی
که فرمود «رحم الله الامرء علم من این و فی این و الی این - رحمت خدا بر هر
آنکه دائما بداند که از کجا حرکت کرده است و حال در کجا قرار دارد و به سوی چه
هدفی در حرکت میباشد»، به عبارت دیگر از نظر امام علی حرکت انسان باید پیوسته
هدفمند و با استراتژی باشد چراکه تنها در حرکت پلان دار و با برنامه و با استراتژی
است که انسان موظف میشود تا پیوسته بداند که از کجا حرکت کرده و الان در کجا قرار
دارد و مرحله بعد به کجا میرسد و البته تفاوت بین پراگماتیسم و پراکسیس همین میباشد.
در پراگماتیسم به خاطر اینکه خود عمل هدف میباشد (برعکس پراکسیس که عمل در خدمت
آرمان و برنامه و هدفی تبیین میشود) دیگر نیاز به آن پیدا نمیکنیم تا از خود
بپرسیم که از کجا حرکت کردهایم؟ و در کجا هستیم؟ و به کجا خواهیم رفت؟
Subscribe to:
Posts (Atom)