Saturday, 21 February 2015

نشر مستضعفین - شماره 68
تاریخ انتشار: اول اسفند ماه 1393

مسیر دموکراسی در ایران؟


هگل فیلسوف قرن هیجدهم آلمان در خصوص مشخصه جامعه دینی جمله‌ائی دارد که طرح آن در اینجا می‌تواند برای ما راه گشای تئوریک بکند. او می‌گوید «در یک جامعه دینی راه سعادت و راه شقاوت آن جامعه از دین می‌گذرد» بنابراین اگر به این قضاوت تئوریک هگل اعتقاد پیدا کنیم باید در خصوص تعیین مسیر دموکراسی در ایران این سوال را مطرح کنیم که اگر؛
اولا به جای یک نوع راهکار دموکراتیک جهانشمول به انواع راهکارها جهت دستیابی به دموکراسی اعتقاد داریم.
ثانیا اگر تحقق دموکراسی در یک جامعه نیازمند به پیش شرط‌های قبلی است.

کار «کالا» نیست – قسمت اول

در حاشیه تعیین حداقل دستمزد سالانه کارگران توسط شورایعالی کار در سال 94
1 - سرمایه‌داری و «کار کالائی» یا «کالا کردن» کار کارگر:
بزرگ‌ترین جنایتی که مناسبات سرمایه‌داری از بدو تولد و تکوین خود از قرن هیجدهم میلادی بر علیه بشریت مرتکب شده است و فونکسیون آن بر علیه انسانیت فاجعه آمیزتر از دو جنگ خانمانسوز بین‌الملل و استثمار استخوانسوز بی رحمانه طبقه کارگر و استخدام و تفاله کردن طبیعت سوز کره زمین و نابود کردن تمامی منابع اولیه اقتصاد و تولید بشر آینده در خدمت کسب سود هر چه بیشتر امروز خود و رشد مصرف گرائی کاذب در بین جوامع بشری می‌باشد، تبدیل کار خلاق انسان به «کار کالائی» یا «کالا کردن کار انسان» در عرصه بازار رقابتی نیروی کار است، چراکه سرمایه‌داری با این عمل، کار که جوهر وجود انسان است به صورت اجباری از انسان جدا کرد و همین کار جدا کرده از انسان یا انسانیت انسان را به صورت یک کالا در کنار دیگر کالاهای سودآور خود درآورد و آن را در بازار رقابتی به فروش گذاشت و لذا با این عمل، کاری سهمیگن تر و بی شرمانه تر از برده کردن انسان آفریقائی و بدل به کالا کردن این برده‌ها و سپس فروختن این برده‌های کالا شده آفریقائی در بازار برده فروشی مغرب زمین توسط همین سرمایه‌داری تجاری غرب در حق انسان و انسانیت کرد،

کدامین شریعتی با کدامین اسلام؟ - قسمت اول

1 - اندیشه‌های مجرد و فرا تاریخی:
خود معلم کبیرمان شریعتی در اواخر تابستان 51 در جلسه پرسش و پاسخی که در زیرزمین سالن کنفرانس حسینیه ارشاد پس از درس اگزیستانسیالیسم - که درس 38 اسلام شناسی و تاریخ ادیان بود - در مقدمه شروع جلسه پرسش و پاسخ، جمله‌ائی مطرح کرد با این مضمون که «من برای شما مانند یک کیسه بوکس هستم تا شما با نقد پیوسته اندیشه‌های من بتوانید علاوه بر اینکه مشت‌های خود را قوی کنید خود بوکس بازی را هم تمرین نمائید، چراکه نقد یک اندیشه موضوعی است که همیشه باید به صورت مستقل و علمی به آن پرداخته شود زیرا خود اندیشه به مجرد اینکه توسط صاحب اندیشه مطرح شد از صاحب اندیشه جدا می‌شود و به صورت مستقل از صاحب اندیشه پیش می‌رود و همین استقلال اندیشه از صاحب اندیشه، باعث می‌شود تا ما در زمان نقد یک اندیشه آن اندیشه را به صورت مستقل و علمی و دیالکتیکی مورد کالبد شکافی و نقد و بررسی قرار دهیم. آنچنانکه اگر زمانی خود صاحب اندیشه هم بخواهد با اندیشه قبلی خود برخوردی جهت چکش کاری مجدد داشته باشد، مجبور است که به آن اندیشه سابق خود به صورت مستقل از خودش برخورد مع الغیر داشته باشد.»

اصلاحات از کدامین مسیر؟ - قسمت اول


نجات اسلام از انحطاط در بستر نجات مسلمین؟ یا نجات اسلام قبل از مسلمین از انحطاط؟ یا نجات مسلمین قبل از اسلام از انحطاط؟
1 - پیشگام / روشنفکر / نواندیش:
پیشگام مستضعفین در معنای کلاسیک آن، نه به معنای نواندیش دینی است و نه به معنای روشنفکر است چراکه نواندیش دینی یک عالم است مثل دیگر عالمان کلاسیک که معتقد به یک دیسیپلین مشخص علمی می‌باشند و در این رابطه تفاوت نواندیش دینی با دیگر عالمان کلاسیک تنها در نوع دیسیپلین علمی است که بر آن تکیه می‌کنند نه بیشتر. به این ترتیب که دیسپیلینی که نواندیش دینی جهت مطالعه علمی خود قرار داده است یک دیسپیلین دینی جهت کسب معرفت دینی می‌باشد اما تفاوت پیشگام مستضعفین با نواندیش دینی در این است که پیشگام مستضعفین برعکس نواندیش دینی که یک عالم کلاسیک است و موضوع کارش معرفت دینی است، پیشگام مستضعفین به جای علم کلاسیک دنبال تئوری و اندیشه و بصیرتی جهت تغییر عملی جامعه‌ائی است که متعلق به آن جامعه می‌باشد.

سنگ‌هائی از فلاخن / سلسله بحث هائی تئوریک در باب دموکراسی - قسمت هفتم

مدل‌های دموکراسی / دموکراسی به عنوان یک روند نه یک نهاد

بسیاری چنین فکر می‌کنند که معنای دموکراسی همان آزادی است، لذا به محض اینکه سخن از دموکراسی بشود در کانتکس همان آزادی‌های سیاسی به تئوریزه کردن دموکراسی می‌پردازند در نتیجه تمام انتظارات آن‌ها از دموکراسی محدود به همان آزادی‌های سیاسی اعم از آزادی بیان و آزادی احزاب و تشکیلات و آزادی مطبوعات و غیره می‌شود در صورتی که آزادی تنها یکی از میوه‌های دموکراسی می‌باشد، آنچنانکه شوراها و تقسیم قدرت و نظام پارلمانی و انتخابات و غیره میوه‌های دیگر دموکراسی هستند، دلیل آن هم این است که دموکراسی اصلا تئوری مهار قدرت تعریف می‌شود، نه ابزار تقسیم قدرت بین بالائی‌های قدرت.

سلسله درس‌هائی از تاریخ


 
علل شکست انقلاب 57 – قسمت اول
خشت اول چون نهد معمار کج / تا ثریا می‌رود دیوار کج
1 - دیالکتیک به عنوان تنها متد علمی تحلیل سیاسی:
دیالکتیک به ما یاد می‌دهد که در تحلیل تاریخی و اجتماعی و انسانی شرایط عینی و شرایط ذهنی دست اندرکار تکوین و اعتلا و رکود آن پدیده‌ها را به صورت هماهنگ مطالعه کنیم و در این رابطه است که معلم کبیرمان شریعتی در اسلام شناسی ارشاد درس سیزدهم اعلام می‌کند «که من نه مارکسم و نه ماکس وبر، من مارکس وبر هستم» منظور شریعتی از طرح این عبارت ترکیبی، ارائه متدولوژی مورد نظر خودش جهت تحلیل مسائل تاریخی و اجتماعی و انسانی می‌باشد چراکه از آنجائیکه از نظر مارکس در عرصه تحلیل مسائل تاریخی و اجتماعی و انسانی تکیه عمده بر شرایط عینی و مادی تاریخی آن قرار دارد شرایط ذهنی که از نظر او جنبه روبنائی دارد در عرصه تبیین تاریخی مسائل اجتماعی و انسانی نادیده گرفته می‌شود، برعکس دیدگاه ماکس وبر که به خاطر اینکه تکیه عمده در تحلیل مسائل تاریخی و اجتماعی و انسانی بر شرایط ذهنی می‌کند شرایط عینی تاریخی جنبه فرعی پیدا می‌کند و همین فرعی و اصلی شدن عین و ذهن یا ابژه و سوبژه یا شرایط عینی و شرایط ذهنی در کانتکس رویکرد مارکسی و ماکس وبری باعث می‌گردد تا دیالکتیک به عنوان یک روش شناخت در عرصه تحلیل تاریخی و اجتماعی و انسانی نتواند به صورت هماهنگ شرایط عینی و شرایط ذهنی را مورد مطالعه قرار دهد.

روش در گرو نگرش - قسمت سوم


14 - نخستین تئوریسینی که بمب تکیه بر پارادایم تطبیقی به جای تکیه بر تئوری سازی دگماتیسم و انطباقی در جهان اسلام را منفجر کرد، حضرت مولانا علامه اقبال لاهوری در کتاب «بازسازی فکر دینی در اسلام» خود بود. مولانا علامه اقبال لاهوری در جهت مقابله با اسلام فقاهتی و اسلام روایتی و اسلام دگماتیسم که می‌کوشند با فرازمانی و فرامنطقه‌ائی و فرامکانی کردن احکام فقهی قرآن - که کمتر از 5% آیات قرآن را تشکیل می‌دهد و بغیر از بخش عبادات آن همگی آن‌ها مخصوص جامعه و تاریخ کنکریت عصر و دوران پیامبر اسلام می‌باشد - توسط تئوری پارادایم سازی تطبیقی،

سلسله درس‌های شناخت نهج‌البلاغه


                            نهج‌البلاغه علی قرآن ناطق، تنها متدولوژی جهت فهم تطبیقی قرآن متنی - قسمت دوم

د - بدون علی‌شناسی نهج‌البلاغه‌شناسی ممکن نیست، آنچنانکه بدون نهج‌البلاغه‌شناسی علی‌شناسی ممکن نخواهد بود: اگر نهج‌البلاغه آینه تمام نمای شخصیت علی است و اگر این وجود خورشید صفت علی است که اگرچه در سرچشمه آتشفشان وجود توحیدی او به علت حرارت و گرمای زاید الوصفش این طیف وجودی نهج‌البلاغه صورت واحدی داشته است ولی این مواد یکدست و توحیدی مذاب خارج شده از دهانه آتشفشان شخصیت علی وقتی پس از چهار صد سال به سرزمین نهج‌البلاغه رسیده است سرد شده و همین سردی آن مواد گداخته آتشفشان وجود علی در منظومه نهج‌البلاغه باعث تکوین پرده‌های مختلف وجودی آن شده است، آنچنانکه در زمان شروع آتشفشان به علت گرما و حرارت زائد الوصف مواد مذاب خارج شده از دهانه آتشفشان صورتی یکدست و واحد دارد و تفکیک اجزا در آن ممکن نیست ولی همین مواد آتشین وقتی که سرد می‌شود به فلزات و اجزا مختلفی تفکیک می‌گردد، به همین دلیل ما در سرچشمه آفتاب وحی و در وجود پیامبر اسلام شیعه و سنی تشخیص نمی‌دهیم و در کنار کعبه رسم قبله وجود ندارد و در درون خورشید مشرق و مغرب بی معنی می‌شود.

سلسله درس‌های بعثت شناسی پیامبر اسلام - قسمت دهم



بعثت پیامبر اسلام حرکتی اصلاح‌گرایانه احیائی، یا اصلاحی ابداعی بازسازی گرایانه؟

1 - کدامین بعثت؟
بی شک آنچنانکه قرآن در دو آیه 19 و 85 سوره آل‌عمران می‌فرماید:
«إِنَّ الدِّینَ عِنْدَ اللَّهِ الْإِسْلَامُ...» و «وَمَنْ یبْتَغِ غَیرَ الْإِسْلَامِ دِینًا فَلَنْ یقْبَلَ مِنْهُ... - در نزد خداوند فقط یک دین وجود دارد و آن هم دین اسلام و غیر دین اسلام هیچ دینی پذیرفتنی نیست.»
در این دو آیه به صورت صریح و روشن، قرآن دین الهی را از آدم تا خاتم فقط یک دین می‌داند نه چند دین. بنابراین تمامی انبیاء الهی در راستای تکمیل این یک دین مبعوث شده‌اند و هرگز هیچ پیامبر الهی نبوده که ادعای دین جدیدی کرده باشد، آنچنانکه خود پیامبر اسلام بارها اعلام می‌کرد که بعثت من در راستای همان دین ابراهیم می‌باشد نه چیز جدیدی و خود عیسی بن مریم بارها در زمان تبلیغ و ترویج حرکتش، خودش را اصلاح‌گر دین موسی می‌دانست و هرگز ادعای دین جدیدی نکرد. در همین رابطه است که اگر بپذیریم تمامی انبیاء الهی منجمله پیامبر اسلام که خاتم آنها می‌باشد بر یک نهج و یک راه و یک دین انجام رسالت کرده‌اند،

تفسیر سوره مطففین – قسمت چهارم


رویکرد نوین محمد به اقتصاد تاریخی

9 - تفسیر سوره مطففین رویکرد محمد به اقتصاد تاریخی:
«بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ وَیلٌ لِلْمُطَفِّفِینَ - الَّذِینَ إِذَا اکْتَالُوا عَلَی النَّاسِ یسْتَوْفُونَ - وَإِذَا کَالُوهُمْ أَوْ وَزَنُوهُمْ یخْسِرُونَ - به نام خداوندی که بر همه وجود رحمان است و بر انسان‌ها رحیم می‌باشد - وای بر کم فروشان - آنانیکه وقتی از جامعه و مردم می‌گیرند پر برمی‌دارند و وقتی که می‌خواهند به جامعه بدهند کم می‌دهند.»