Friday, 26 August 2011

نشريه شماره 26

نعل‌های وارونه زدن‌های رژیم مطلقه فقاهتی حاکم بر ایران از آغاز تاکنون

  1. استراتژی سیاسی بر پایه نعل وارونه:
تا آنجا که ما اطلاع داریم ریشه ضرب المثل نعل وارونه از این مصرع مولوی اخذ شده که می‌گوید: "ترکمانا نعل را وارونه زن" آنچه مسلم است اینکه از آنجائیکه اسب‌ها که مهم‌ترین وسیله ایاب و ذهاب دوران ماقبل ماشین بشر بودند برای اینکه جهت افزایش تحرک و سرعت خود نیازمند به کاهش اصطکاک با زمین بودند برای این کار کف پاهای آن‌ها را به جای کفشک نعل‌های آهنینی هلالی شکل با میخ نصب می‌کردند که توسط آن اسب راحت‌تر می‌تواند حرکت نماید.
ولی عیبی که این نعل‌ها داشت و دارد این بود که به علت شکل هندسی مشخصی که داشت از آنجائیکه جاده‌های رونده اسب کلا خاکی بودند نقش شکل هندسی به جا مانده از نعل اسب‌ها بر روی خاک بهترین وسیله‏ائی بود که توسط آن دشمن می‌توانست حرکت راکب اسب را دنبال نماید لذا برای رد گم کردن دشمن و ردیاب تنها مکانیزمی که برای راکب اسب باقی می‌ماند این بود که نعل پای

اصول اسلام شناسی علی - بخش1

1 - اسلام و علی یا علی و اسلام؟ در شماره‌های سال 88 و89 نشر مستضعفین که به مناسبت ماه رمضان از علی سخن گفتیم در باب:

الف - علی و عدالت
ب - علی و انسانیتج - علی و آزادید - علی و اخلاق سخن‌ها گفتیم با یک نگاهی اجمالی به مقالات مطرح شده فوق آنچه که به عنوان یک سوال سترگ در همین رابطه مطرح می‌شود اینکه آیا عدالت یا انسانیت یا آزادی و... دستاوردهائی بوده که به صورت مکانیکی یا غریزی برای علی حاصل شده است یا اینکه نه تمامی این‌ها علی از بستر وحی و اسلام و پیوند با پیامبر و مبارزه در راه اسلام و... کسب نموده است یعنی عدالت و آزادی و انسانیت اگرچه یک سلسله مقوله‌های فرامکتبی و فرادینی و فرامذهبی اما تاریخی می‌باشند اما برای علی به صورت یک سلسله مقوله‌های فرامکتبی حاصل نشده است بلکه بالعکس تمامی این‌ها محصولاتی بوده‌اند که علی در بستر 53 سال مبارزه در راه اسلام حاصل کرده است.

بنابراین عدالت فرادینی و آزادی فرادینی و انسانیت فرا دینی برای علی مضمون و محتوای مکتبی داشته‌اند و تمامی این‌ها علی در بستر مبارزه در راه اسلام و وحی و پیوند با پیامبر کسب کرده است اگر پیامبر اسلام در وصف علی می‌گوید: علی مع الحق الحق مع علی - علی با حق است آنچنانکه حق با علی است این تعریف پیامبر از علی در تمامی ارزش‌ها اعم از دینی و فرادینی چه عدالت باشد و چه تقوی چه آزادی و حریت باشد و چه ایمان و یقین و اخلاص چه انسانیت باشد و چه صبر و شجاعت و ایثار صادق است

مبانی تئوریک معرفت – مقوله دوم
اپیستمولوژی یا تئوری شناخت – بخش دوم
آسیب شناسی منطق ارسطوئی یا فلسفه شناخت آینه‏ائی:مثنوی - دفتر پنجم - صفحه 288 از سطر ششم

روی نفس مطمئنه از جسد  /  زخم ناخن‌های فکرت می‌کشد
فکرت بد ناخن پرزخم دان  /  می‌خراشد در تعمق روی جانتا گشاید عقده اشکال را  /  در حدث کرده است زرین بال راعقده را به گشاده گیر ای منتهی  /  عقده‏ائی سخت است بر کیسه تهیدر گشاد عقده‌ها گشتی تو پیر /  عقده چند دگر به گشاده گیرعقده‏ائی کان بر گلوی تواست سخت  /  که ندانی که خسی یا نیکبختگر بدانی که شقی یا سعید  / آن بود بهتر زهر فکر عتیدحل این اشکال

اصول مقدماتی سوسیالیسم علمی – بخش 21

اصل پنجم سوسیالیسم علمی شریعتی تقدم شعور اجتماعی بر وجود اجتماعی در جامعه سوسیالیستی به جای تقدم وجود اجتماعی بر شعور اجتماعی در جامعه سرمایه‏داری:
مجموعه آثار جلد 10 - صفحه 29 به بعد: "من در مشهد منزلی دارم می‌خواهم آن را بفروشم تا در تهران منزل دیگری بخرم چنین عملی یک عمل خیلی طبیعی است. یعنی نمی‌توانم نکنم و... ناچارم بر اساس همین اقتصاد موجود عمل بکنم. وقتی می‌توانم اسلامی بفروشم که بتوانم اسلامی بخرم. والا اسلامی فروختن و سرمایه‏داری خریدن هیچ وقت به خریدن نمی‌رسد و... من باید بر اساس همین قوانین و همین سیستم زندگی کنم. در عین حال بر اساس این سیستم و با واقعیت این سیستم زندگی کنم و... اگر وضع این جوری باشد ما مسلمان‌ها سرمایه‏داری و تولید نکنیم و ماشین و کارخانه نداشته باشیم به صورت پست‌ترین خرده بورژوازی عقب مانده بازار در می آئیم. و... در صورتی که به میزانی که مسلمان‌ها در همین سیستم امکانات مادی بیشتر بگیرند به همان میزان امکان قدرتمند شدن در برابر دیگران بدست می‌آورند امکانی که بعدا تبدیل به فکر و امکانات برای ما می‌شود. اما اگر فاقد هستی اقتصادی شدیم در جامعه امکان هیچ کاری برای ما نیست در حالی که در رشد این‌هاست که امکان رشد مرگ سرمایه‏داری وجود

تبیین رهائی انسان از جبرهای محیط بر خود به سوی آزادی – بخش اول
توسط پراکسیس طبیعی (کار) و پراکسیس اجتماعی (مبارزه) و پراکسیس عرفانی یا باطنی (عبادت و عرفان)
1 - انسان و جبرهای محیط بر خود: از مرحله‏ائی که گهواره تکامل وجود فرآیندهای زیستی را پس از میلیون‌ها سال پیش سر گذاشت و به آخرین ایستگاه تکامل زیستی خود انسان رسید، پدیده‏ائی در عرصه وجود ظاهر شد که با دیگر پدیده‌های فرآیندهای زیستی تفاوت کیفی و ماهوی داشت و همین تفاوت‌های کیفی و ماهوی بود که باعث گردید تا علاوه بر اینکه تمامی فرآیندهای میلیون‌ها سالی که زمینه پیدایش او را فراهم کرده بودند، نسبت به فرآیند تکوینی او حالت کمی و تدریجی و مقدماتی پیدا کند، به علت خود ویژگی‏هائی که این پدیده نوظهور داشت، تمامی قانونبندی های حرکت گهواره تکامل وجود را با پیدایش خودش دچار تحول و تغییر کرد و مرحله نوینی در پروسس حرکت دینامیکی تکامل وجود، به وجود آورد که مرحله تکامل تاریخی یا مرحله تکامل