Saturday, 15 February 2014

نشر مستضعفین - شماره 56
اول اسفند ماه 1392

انقلاب ضد استبدادی بهمن 57 در فقدان چهار نهضت


مذهبی، فرهنگی، فلسفی، اقتصادی جامعه ایران (بخش نخست)

الف – انقلاب مشروطیت در مقایسه با انقلاب کبیر فرانسه: بی شک انقلاب ضد استبدادی 57 مردم ایران بر علیه نظام توتالی‌تر پهلوی، یکی از فرآیندهای فراموش نشدنی مبارزات مردم ایران در طول 120 سال گذشته می‌باشد. از 120 سال پیش که مردم ایران - بر اثر نهضت فرهنگی که توسط روشنفکران متاسی از انقلاب کبیر فرانسه -، رفته رفته با انقلاب کبیر فرانسه آشنا شدند، این آشنائی ذهنی مردم ایران باعث شکل گیری مطالبات سیاسی، اقتصادی و اجتماعی برای اولین بار در تاریخ هزاران ساله ایران در آن‌ها شد. البته تا قبل از این زمان هر چند در میان بخشی از ملت ایران به صورت پراکنده جریان‌های اعتراضی، کاریزماتیک، قومی، قبیله‏ائی و انفرادی با انگیزه‏های مذهبی و قومی و گاها ملی حتی در شکل مسلحانه آن وجود داشته است، اما تحولی که نهضت روشنفکری ایران در نیمه دوم قرن نوزدهم میلادی در عرصه جنبش ایران بوجود آورد عبارت بود از اینکه:

مبانی تئوری آزادی از نگاه ما - درس دوازدهم



1 - تعریف آزادی: شاید کامل‌ترین تعریف فلسفی و کلاسیک که تا کنون از آزادی شده باشد تعریفی است که هگل از آزادی کرده است. هگل در تعریف خود از آزادی می‌گوید «آزادی عبارت است از درک ضرورت‌ها» در این تعریف هگل از آزادی، برای فهم آزادی ابتدا باید به شناخت ضرورت‌ها رسید یعنی تا زمانی که نتوانیم به فهم ضرورت‌ها برسیم امکان تعریف از آزادی برای ما وجود ندارد. به عبارت دیگر از نظر هگل تعریف از آزادی به وسعت و اندازه‌ائی است که ما از ضرورت‌های محیط بر انسان تعریف و آگاهی پیدا کنیم و شاید بهتر باشد که بگوئیم که آزادی برای همه انسان‌ها در همه دوران‌ها یک معنی و تعریف یکسان نداشته و ندارد. هر فرد یا مکتبی و نحله‌ائی به موازات تعریفی که از ضرورت‌ها و جبرهای حاکم بر انسان داشته‌اند و دارند، تعریفی از آزادی نیز دارند.

سلسله درس‌های اسلام شناسی - قسمت سی و سه


اسلام تقلیدی- اسلام تحقیقی، اسلام تعقلی- اسلام تعبدی، اسلام عقلی- اسلام نقلی، اسلام تعلیمی- اسلام تکلیفی


4 - از این زمان دو نوع اسلام تعقلی و اسلام تعبدی یا اسلام عقلی و اسلام نقلی یا اسلام شرعی و اسلام عقلی یا اسلام تقلیدی و اسلام تحقیقی در بستر اسلام تاریخی ظاهر گردید؛ در یک طرف اشاعره بودند که با اعلام تعطیلی و ناتوانی عقل انسان در تشخیص «حسن و قبح احکام و شریعت و اصول» دستور تعطیلی عقل و تقلید محض را از احکام و شریعت صادر کردند و در طرف دیگر معتزله بودند که تنها وسیله شناخت و فهم انسان را عقل انسان می‌دانستند و معتقد بودند که؛ انسان تنها از طریق عقل می‌تواند بشناسد و هرچه را که انسان بتواند از طریق عقل بشناسد پس می‌تواند برای او حجت باشد و هر چه را انسان نتوانست از طریق عقل درک کند، پس نباید به آن اعتقاد پیدا نماید، هرچه که از طریق عقل وجود داشته باشد قابل شناخت می‌باشد (به طور مثال؛ شناخت جن از طریق عقل، با این که قرآن هم گفته باید آن را انکار کنیم، که در همین رابطه معتزله جن را انکار می‌کردند و می‌گفتند این ادبیات زمان پیامبر بود که او مجبور به ذکر آن شده است) و عقل انسان تنها میزان فهم و شناخت می‌باشد و هیچ چیز نمی‌تواند جای عقل انسان را بگیرد؛ لذا تمامی احکام اسلام هم ما باید با عقل انسان شناخته شود و به صحت و سقم آن حکم کنیم.

مبانی تئوری حزب


سلسله بحث‌های تئوریک در باب حزب مستضعفین - قسمت بیست و دوم
در سلسله درس‌های گذشته مبانی تئوریک حزب مستضعفین مطرح کردیم که از آنجائیکه حزب مستضعفین علاوه بر طبقه کارگر و طیف گسترده اقشار زحمتکش شهر و روستا بر منافع ملی و مطالبات خلق‌های اقلیت قومی و مذهبی تکیه می‌کند و خواستگاه حرکت خود را جنبش‌های سه گانه اجتماعی، کارگری و دموکراتیک می‌داند، به لحاظ الگوی ساختاری حزبی دارای ساختاری دو مؤلفه‌ائی می‌باشد که این دو مؤلفه آنچنانکه در درس‌های قبلی مبانی تئوریک حزب مستضعفین مطرح کردیم عبارتند:

سوره روم - قسمت دوم

تفسیر سوره روم مبتنی بر تبیین این حقیقت که:
تنها معجزه پیامبر اسلام قرآن است

د - داستان معجزه خواهی اعراب جاهلیت از پیامبر اسلام؛
فرآیند سه گانه شناخت «حسی و فلسفی و عقل برهانی استقرائی» هم در پروسه شناخت انسان تاریخی وجود دارد و هم در پروسس فرآیندهای تکامل فرد انسان از کودکی تا بلوغ و هم کمال در جامعه انسانی، یعنی در هر مقطع از کمال تاریخی سه فرآیند شناخت حسی و فلسفی و عقل برهانی استقرائی وجود دارد و پیامبر اسلام در این رابطه توانست با بعثت خود (چنانکه حضرت مولانا و علامه اقبال لاهوری مطرح می‌کنند) بشریت را در بستر پروسس شناخت از «مرحله حسی و مرحله فلسفی عبور دهد و وارد فرآیند عقل برهانی استقرائی» کند. ولی این به معنای آن نبود که پیامبر اسلام در پایان 23 سال از حرکت مکی و مدنی خود موفق شده باشد که تمام اجتماع مسلمانان را از فرآیندهای دوگانه (حسی و فلسفی) عبور داده باشد و این تنها ستاره‌های دستپروده (امثال بخشی از صحابه) محمد در حرکت 13 ساله مکی بودند که توانستند از دو فرآیند فوق عبور کنند و وارد مرحله سوم یعنی «عقل برهانی و استقرائی» گردند. وگرنه جامعه مدنی محمد در آن زمان هنوز دوران دگردیسی و گذار خود را طی می‌کردند و این موضوع نسبت به آن بخش از جامعه که منافع اقتصادی و هویت اجتماعی و قدرت سیاسی خود را با تحول و آگاهی و شناخت توده‌های اجتماعی در خطر می‌دیدند، بیشتر مشهود بود،