Tuesday, 24 September 2013

مهر 92 در ترازوی 60 ساله جنبش دانشجوئی ایران

مبارک باد سال جدید تحصیلی بر دانشجویان و دانش‌آموزان و معلمین و اساتید ایران



الف - 60 سال تاریخ پر فراز و نشیب جنبش ایران: رکود جنبش دانشجوئی و دانش‌آموزی ایران پس از رکود جنبش اجتماعی خرداد 88 از بعد از سرکوب قهرآمیز قیام عاشورای 88، امری است که هر چند در برابر آن سر خود را مانند کبک در برف بکنیم باز به عنوان یک واقعیت تاریخی خود را در برابر ما آفتابی می‌کند. به راستی چه شد که جنبش دانشجوئی از بعد از سرکوب قهرآمیز عاشورای 88 که بسترساز آن قیام عاشورائی بود، برای مدت سه سال به رکود کشیده شد؟ و این رکود آنچنان فراگیر بود که ما حتی در 16 آذر و 18 تیرماه سال‌های 89 و 90 و 91 شاهد واکنشی از جنبش دانشجوئی نبودیم.
هرچند در توجیه این رکود در این مدت سه ساله بسیار حرف‌ها زده شد و بسیار توجیه کردند، گاهی گفتند علت این رکود سرکوب سیستماتیک رژیم مطلقه فقاهتی از کهریزک گرفته تا سنگفرش خونین خیابان آزادی و خوابگاه‌های مغول زده دانشجوئی و ستاره دار کردن و اخراج و زندانی کردن و سهمیه بندی کردن و هزاران ترفند قرون وسطائی دیگر بوده است، اما جوابی که باید در برابر این پاسخ به آن‌ها داد این است که، مگر جنبش دانشجوئی ایران در طول 60 سال گذشته از زمانیکه با خون خود کودتای سیاه مرداد 32 را در استقبال از نیکسون رنگین کردند، تا 18 تیرماه 78 و تابستان 88 در کهریزک بدون هزینه پیش رفته است؟ به گواه همه تاریخ دانان و تاریخ نویسان بر حق ایران زمین، بیش از 90% فریاد شکنجه گاه‌های قرون وسطائی پهلوی در طول 25 سال حاکمیت بعد از کودتا، از حلقوم جنبش دانشجوئی ایران بلند شده است و بیش از 90% کشته‌های پشته شده دهه 60 رژیم مطلقه فقاهتی و بیش از 90% زندانیان دهه 60 و آواره‌های مهاجر خارج کشور در دهه 60، از جنبش دانشجوئی ایران بوده است. بنابراین بیان کهریزک و تار و مار شدن دانشجویان و غارت خوابگاه‌ها و ستاره دار کردن دانشجویان هرگز نمی‌تواند به عنوان عامل رکود جنبش دانشجوئی در طول سه سال گذشته قبول کرد.
البته بعضی دیگر در پاسخ به علت رکود جنبش دانشجوئی ایران در طول سه سال گذشته فرمول دیگری کشف کرده‌اند که مطابق آن می‌گویند علت رکود جنبش دانشجوئی در طول 3 سال گذشته رکود جنبش سیاسی ایران در طول 3 سال گذشته در داخل و خارج کشور بوده که مطابق آن رهبری جنبش که در سال 88 بخشی در دست جنبش سبز به رهبری میرحسین موسوی و مهدی کروبی بود و بخش دیگر در دست جنبش به اصطلاح اصلاح طلبان به رهبری محمد خاتمی، حزب مشارکت، حزب کارگزاران، سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی و روحانیون مبارز بود، از بعد از سرکوب فیزیکی این دو جریان در داخل توسط دستگاه پلیسی – نظامی رژیم مطلقه فقاهتی هر دو شاخه رهبری جنبش سیاسی 88 به علت عدم توانائی مبارزه درازمدت و سازمان‌گری هدفدار و عدم توانائی در کسب حمایت جنبش کارگری ایران به رکود کشیده شدند که این رکود جنبش سیاسی هدایت کننده جنبش اجتماعی 88 باعث شد، تا جنبش اجتماعی خرداد 88 و به موازات آن جنبش دانشجوئی ایران به رکود کشیده شود. البته هر چند این پاسخ نسبت به پاسخ اول منطقی‌تر به نظر می‌رسد ولی نکته‌ائی که در این رابطه نباید از نظر دور بداریم اینکه جایگاه جنبش دانشجوئی ایران در طول 60 سال گذشته جایگاه لوکوموتیوی نسبت به واگن‌های دیگر شاخه‌های جنبش مثل جنبش اجتماعی، جنبش دانشجوئی، جنبش زنان و حتی جنبش کارگری یا جنبش سوسیالیستی داشته است و همین جایگاه لوکوموتیوی جنبش دانشجوئی در طول 60 سال گذشته بوده که باعث گشته که تمامی جنبش‌های دموکراتیک و سوسیالیستی ما در طول 60 سال گذشته وامدار جنبش دانشجوئی باشند. هم در جنبش دموکراتیک سال‌های دهه 30 و دهه 40 این جنبش دانشجوئی ایران نقش کلیدی و استارتی داشته است و هم در جنبش چریکی دهه 50 ایران، این جنبش دانشجوئی بسترساز نیروی انسانی جنبش چریکی بوده و هم در جنبش فرهنگی ارشاد شریعتی در دهه 50 باز این جنبش دانشجوئی تغذیه کننده تمام عیار حرکت شریعتی بوده است، در جنبش اجتماعی 57 که بسترساز انقلاب فقاهتی بهمن ماه 57 شد باز این جنبش دانشجوئی ایران بود که نقش کلیدی و هدایت‌گرانه داشت، حتی در آن زمانی که از 18 شهریور 57 جنبش کارگری ایران تمام قد وارد مبارزه شد باز این جنبش دانشجوئی بود که نقش هدایت‌گرانه داشت. هر چند میوه چینان از راه رسیده انقلاب کوشیدند با تعویض شعارها هدایت‌گرانه نهضت ضد استبدادی را از دست جنبش دانشجوئی ایران بگیرند ولی به علت عدم دارا بودن تشکیلات و سازماندهی قبلی، باز این رهبری از راه رسیده جهت سربازگیری نیازمند به جنبش دانشجوئی بود به طوری که سابقه دانشجوئی داشتن حتی به دروغ برای آن‌ها به عنوان یک افتخار تلقی می‌شد تا اینکه زمانی که احساس کردند دیگر نیازی به سربازگیری ندارند توسط کودتای فرهنگی تحت عنوان انقلاب فرهنگی به جان جنبش دانشجوئی افتادند و کوشیدند ابتدا در 13 آبان 58 تحت شعار اشغال سفارت آمریکا شعار ترقی‌خواهانه مبارزه با امپریالیسم را از جنبش دانشجوئی ایران بگیرند و سپس در بهار 59 تحت عنوان انقلاب فرهنگی یا کودتای فرهنگی به قلع و قمع جنبش دانشجوئی تا آنجا پرداختند که هادی غفاری با تانک وارد دانشگاه شمال کشور و احمد جنتی با طناب دار وارد دانشگاه جندی شاهپور شد، که حاصل آن قلع و قمع همه جانبه جنبش دانشجوئی همراه با تعطیلی دانشگاه شد، آنچنانکه جنبش دانشجوئی ایران محصور در زندان‌ها و اردوگاه‌های خارج کشور یا در گورهای دست جمعی گورستان‌ها شدند تا اینکه حتی نسل کشی تابستان 67 هم نتوانست این جنبش تاریخی ایران را از پای درآورد.
در تیرماه 78 پس از اینکه مشاهده کردند که جناح به اصطلاح اصلاح طلب حاکمیت هم توان اصلاح نظام مطلقه فقاهتی را ندارند باز تمام قد وارد صحنه شدند، هر چند در کوبیدن این جنبش در تیرماه 78 تمامی جناح‌های رژیم هم دست و هم سوگند شدند، از خامنه‌ائی تا خاتمی از حسن روحانی تا قالیباف و هاشمی رفسنجانی و... و شاید بعد از جنگ عراق تنها واقعه‌ائی که همه جناح‌های رژیم مطلقه فقاهتی برای مقابله با آن هم دست شدند همین جنبش 18 تیر 78 بود و آنچنانکه در کوبیدن این جنبش رژیم مطلقه فقاهتی سفاکانه عمل کرد که حتی در مبارزه کاندیداتوری انتخابات خرداد 92 قالیباف و روحانی که اولی در آن زمان فرمانده نیروی انتظامی بود و دومی در آن زمان رئیس شورای امنیت ملی رژیم مطلقه فقاهتی بود به رسوا کردن همدیگر پرداختن و هر کدام تلاش می‌کرد تا گناه این جنایت را به گردن دیگری واگذارد، ولی هر چند مغولان کشتند و سوزاندن و ویران کردند ولی رفتند، اما این قصابان تیر 78 نه تنها نرفتند بلکه چهار اسبه کوشیدند که این جنبش از بستر و آبشخور خود عقیم سازند. آنچنانکه ده سال بعد یعنی سال 88 برای بار سوم به جان این جنبش تازه جان گرفته افتادند به خیال اینکه این جنبش دیگر نابود شده است ولی از آنجائیکه درست در این زمان جنبش اجتماعی خرداد 88 مانند آتش فشان ظهور کرد، این امر باعث شد تا رژیم مطلقه فقاهتی تا چشم باز کرد دید که راننده اصلی لوکوموتیو جنبش 88 باز همان جنبش دانشجوئی است که تمام قد در برابر رژیم مطلقه فقاهتی ایستاده است و رهبری جنبش را در دست گرفته است. اینچنین بود که کهریزک‌ها با بی رحمانه ترین شکنجه‌های تاریخ به استقبال جنبش دانشجوئی آمد تا ریشه را در زمین بخشکاند و از این مرحله بود که جنبش دانشجوئی ایران یکبار دیگر رشد خود را در زیر تیغ و شکنجه و خون از سرگرفت که محصول این رشد قیام خونین عاشورای 88 بود که برای همیشه رژیم مطلقه فقاهتی را رسوای تاریخ کرد، قیامی که شعار محوری آن «مرگ بر اصل ولایت فقیه» بود همان شعاری که شیشه عمر رژیم مطلقه فقاهتی را تشکیل می‌داد.
به این ترتیب بود که دیگر رژیم مطلقه فقاهتی کوشید تمامی حجاب‌های بر روی چهره خود را کنار بزند و عریان و برهنه برای حفظ شیشه عمر خود که اصل ولایت فقیه است دست به کار شود و از آنجائیکه رژیم مطلقه فقاهتی به درستی می‌دانست که قیام عاشورای 88 مولود جنبش دانشجوئی ایران می‌باشد از 9 دی ماه 88 که یوم الله رژیم مطلقه فقاهتی شد به جنگ نامحدود و همه جنبه جنبش دانشجوئی برای بار چهارم آمد، که هر چند در سه نبرد بهار 59 تا تابستان 67 و تیر 78 و خرداد 88 شکست خورد در نبرد بعد از عاشورا توانست در راستای به رکود کشانیدن جنبش دانشجوئی موفقیت‌هائی حاصل نماید که توسط آن جنبش دانشجوئی برای مدت سه سال در محاق رفت. البته علت اینکه رژیم مطلقه توانست در فاز چهارم حرکت ضد جنبش دانشجوئی خود جهت به رکود کشانیدن جنبش دانشجوئی موفقیتی کسب نماید، این بود که شرایط ذهنی رکود جنبش دانشجوئی - آنچنانکه قبلا هم مطرح کردیم - توسط رکود جنبش سیاسی و جنبش اجتماعی و جنبش کارگری در آن زمان فراهم شده بود و از آنجائیکه هدایتگری جنبش اجتماعی 88 در دست جنبش سبز بود طبیعی بود که جنبش دانشجوئی ایران نمی‌توانست در این رابطه نقش هژمونیک خود را بر جنبش اجتماعی 88 ادامه بدهد، در نتیجه رکود سه جنبش سیاسی و اجتماعی و کارگری در سال 89 عامل اصلی رکود جنبش دانشجوئی ایران شد که صد البته این جنبش در سال 92 به موازات نزدیک شدن مرحله انتقال قدرت دولت دهم دوباره از خاکستر سال 88 سر فراز بیرون آمد تا نقش تاریخی خود را یکبار دیگر به نمایش بگذارد.
               
ب - انتخابات خرداد 92 و جنبش دانشجوئی ایران: به موازات پایان دوران دولت دهم جنبش دانشجوئی ایران که بزرگ‌ترین قتیل کودتای انتخاباتی سال 88 بود، رفته رفته با روشن شدن ماهیت دولت کودتائی دهم و افتادن آب در خانه مورچه حزب پادگانی خامنه‌ائی و چهل تیکه شدن جریان به اصطلاح اصول گرایان حزب پادگانی خامنه‌ائی و استحاله باند احمدی نژاد به جریان منحرفین جنبش دانشجوئی شروع به باور کردن دوباره خود کرد، اما این جنبش در عرض چهار سال دولت دهم آنقدر مقررات عنکبوتی و اداری و فیلترهای تشکیلاتی دست و پای او را بسته بود که در مرحله اول پس از باور کردن دوباره خود کوشید جهت متلاشی کرد تشکیلات فیلترینگ اداری احمدی نژاد، دوباره به حمایت از آلترناتیو جریان به اصطلاح اصلاح طلبان به رهبری خاتمی بپردازد تا در جریان کاندیداتوری بین بد و بدتر جریان خاتمی جهت مقابله با جریان اصول گرایان رنگارنگ قرار دهد، اما پس از اینکه جنبش دانشجوئی دریافت که خامنه‌ائی حاضر نیست تا تن به مشارکت قدرت حتی با جریان خاتمی بدهد این جنبش به طرف هاشمی رفسنجانی رفت و زمانیکه دریافت که خامنه‌ائی حتی حاضر به قبول هاشمی رفسنجانی جهت مشارکت در قدرت نیست پس از استعفای عارف - که به نفع حسن روحانی کنار رفت - مجبور شدن این بار حسن روحانی را به عنوان نماینده جریان خاتمی و هاشمی رفسنجانی که هر دو تمام قد به حمایت از او پرداختند حمایت کند تا شاید او بتواند با نظام عنکبوتی فیلترینگ اداری، دانشگاه‌ها را با تعویض سرانگشتان وابسته به آن جریان که در سمت‌های کلیدی دانشگاه‌ها قرار داشتند مقابله کنند. اما زمانی که در جریان رای اعتماد نمایندگان به کابینه پیشنهادی روحانی با اینکه از تمامی اعضای پیشنهادی کابینه بر علیه جنبش سبز و جنبش اصلاحات خاتمی اعتراف گرفتند و همه اعضا توبه نامه خود را نسبت به قیام سال 88 برای بارها خواندند، با همه این احوال آنچنان خامنه‌ائی در انتقام از جریان‌های قیام 88 مصمم بود که سرانگشتان اجرائی او در مجلس به این حداقل‌های کابینه روحانی هم رحم نکردند و لذا دو کرسی کلیدی جنبش دانشجوئی و جنبش دانش‌آموزی که پیشنهاد روحانی برای وزارت علوم - جعفر میلی منفرد - بود و آموزش و پرورش - محمد علی نجفی - که اولی 162 رای مخالف داشت و دومی 133 رای مخالف، نتوانستند رای اعتماد از مجلس بگیرند، بدین ترتیب دو وزارتخانه فوق بدون وزیر شدند در نتیجه برای روحانی جهت جلب نظر دانشجویان راهی جز این نماند که از توفیقی جهت سرپرستی وزارتخانه علوم استفاده کند. به این ترتیب بود که فورا سرانگشتان حزب پادگانی خامنه‌ائی در مجلس طرحی دو فوریتی جهت ایجاد محدودیت برای توفیقی به مجلس بردند که البته یک فوریت آن به تصویب رسید که با این عمل اولا به روحانی این هشدار را دادند که توفیقی نباید به مجلس جهت وزیر علوم معرفی شود، در ثانی کرسی وزارت علوم و وزارت آموزش و پرورش مانند کرسی وزارت کشور و ارشاد و دادگستری و اطلاعات و دفاع باید زیر تیول و بلیط آن‌ها باشد و گرنه دوباره رای اعتماد به او نخواهند داد و در همین رابطه حزب پادگانی خامنه‌ائی پس از برکناری شریعتی از دانشگاه طباطبائی و رئیس دانشگاه صنعتی اصفهان فریاد وااسلاما بلند کردند تا به هر شکل شده توفیقی نتواند تغیرات مورد خواسته جنبش دانشجوئی را عملی کند. لذا در مهرماه 92 در شرایطی دانشجویان و دانش‌آموزان و معلمان و اساتید کره کره کلاس‌ها را برای سال جدید تحصیلی بالا می‌کشند که هیچ امیدی نسبت به تغییر ساختاری در دانشگاه توسط دولت یازدهم وجود ندارد و سرانگشتان حزب پادگانی مقام عظمای ولایت در مجلس خود را آماده کرده‌اند تا به هر قیمتی که شده از این دو سنگر جهت آخرین خاکریز خود دفاع نمایند و این مساله زمانی بیشتر سرانگشتان خامنه‌ائی را جری کرد که آن‌ها نه تنها در انتخابات 24 خرداد دولت یازدهم شکست خوردند، در انتخابات شوراها که در راس آن‌ها شورای شهر تهران قرار دارد، قدرت را به حریف واگذار کردند. طبیعی است که با شهردار شدن محسن هاشمی شرایط برای انتخابات مجلس دهم سخت‌تر می‌شود در همین رابطه این جریان حضور خود در مجلس را دوران گذار احساس می‌کند و به هر شکل که شده سعی می‌کند از این دو کرسی قدرت برای انتخابات آینده استفاده کند، طبیعی است که بزرگ‌ترین مشکل دانشجویان در سال تحصیلی 92 - 93 مقابله کردن با ساختار اداری و فیلترینگ حزب پادگانی خامنه‌ائی در دانشگاه‌ها است، که البته در این راستا نکته‌ائی که در همین جا با دانشجویان باید در میان گذاشت اینکه تا زمانیکه پس از یک رکود سه ساله جنبش دانشجوئی خود را باور نکند امکان کسب حقوق از دست رفته خود، برایش وجود ندارد چراکه تنها با باور خود است که این جنبش می‌تواند هویت نو و بالنده پیدا کند و همراه با شناخت جایگاه خود بتواند در بستر مبارزه پی گیر خود، حقوق از دست رفته خود را دوباره کسب نماید و به حاکمیت این حقیقت را تحمیل نماید که فعالیت سیاسی در دانشگاه جزو حقوق اولیه دانشجویان می‌باشد و این حق در هیچ شرایطی قابل گرفتن از دانشجویان نیست.
لذا جنبش دانشجوئی فعالیت صنفی خود را باید در بستر فعالیت سیاسی خود اخذ نماید نه بالعکس، در این رابطه است که جنبش دانشجوئی ایران باید به این حقیقت تاریخی واقف بشود که مبارزه 60 سال تاریخ گذشته او نشان داده است که جنبش دانشجوئی ایران شاه کلید و لوکوموتیو جنبش‌های دیگر ایران اعم از جنبش اجتماعی، جنبش دموکراتیک و حتی جنبش کارگری ایران می‌باشد و تاریخ 60 ساله گذشته این جنبش نشان داده است که بیشترین هزینه استارت جنبش‌های دیگر ایران را جنبش دانشجوئی پرداخت کرده است، به این خاطر این جنبش بیش از تمامی جریان‌های سیاسی و تشکیلاتی در زیر پرس نهادهای قدرت قرار داشته است.
باشد که سال تحصیلی 92 - 93 بر دانشجویان و دانش‌آموزان ما مبارک باشد و در این سال ما یکبار دیگر شاهد بالندگی این جنبش پیشگام ملت ایران باشیم.

پایان


No comments:

Post a Comment